تبليغاتX
پــــیــــام آزادی
فریاد مخالفت با جنگ، زندان ، شکنجه ، اعدام ، تروریسم و هرگونه اعمال ضدبشری

 استمداد دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام از احمد شهید


استمداد 2 زندانی سیاسی هموطن  کرد محکوم به مرگ از گزارشگر ویژه حقوق بشر دکتر احمد شهید

نامۀ زندانیان سیاسی محکوم به اعدام زانیار  ولقمان  مرادی به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد دکتر احمد شهید که پیش از این ارسال شده است جهت انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران "قرار گرفته است متن نامه به قرار زیر می باشد:

نماینده محترم سازمان حقوق بشر
جناب آقای دکتر احمد شهید
با سلام
این نوشته ، رنجنامه دو جوان بیگناه زانیار مرادی 25 ساله و لقمان مرادی 28 ساله است .در حال حاضر مدت 1 سال است که در زندان رجایی شهر محبوس هستیم .با یک اتهام دروغین و داستانی ساختگی به مجازات اعدام در ملا عام محکوم شده ایم. .ما زانیار و لقمان مرادی لازم می دانیم که تنها بخشی از شکنجه های وحشیانه و رفتارهای ظالمانه ای که توسط مامورین امنیتی جمهوری اسلامی در دوران بازجویی روا داشته اند شما را مطلع کرده و بدینوسیله برای نجات جان خویش از نهادهای بین المللی و حقوق بشری و دوستان استمداد می طلبیم.
 ما دو نفر ساکن شهر مریوان یکی از شهرهای مرزی استان کردستان هستیم. شهری که اساسا بخشی از ملیت مظلوم کرد زبان ایران را در دل خود جای داده است. در سال 1388 به دنبال کشته شدن فرزند امام جمعه مریوان و دوتن دیگر از همراهانش به دست عده ای ناشناس و بعد از گذشت 1 ماه از حادثه در تاریخ 11و 12/5/88 توسط مامورین امنیتی وزارت اطلاعات در چند قدمی منزل خود که در راه رفتن به سرکاربودیم به ماهجوم آوردند و هر دو نفر ما را به فاصله یک روز اختلاف بازداشت کردند .اما آنچه دربازداشتگاه  اداره اطلاعات کردستان بر ما گذشت و حجم شکنجه های وحشیانه ماموران امنیتی و بازجویان با ضرب و شتم شدید از سوی آنان  به حدی بود که علیرغم  بیگناهی وبی خبری از حادثه و با اگاهی از فرجام فاجعه آمیز آن ما دو نفر ناچار شدیم تا پس از گذشت چند هفته برعلیه خویش اعتراف کنیم و گناه نکرده را بر گردن بگیریم. ما مجبور شدیم به خواسته های بازجویان تن داده و اعترافات دروغین علیه خویش را امضا کنیم .
 9 ماه بی خبری در سلول های انفرادی مخوف در بازداشتگاه اطلاعات سنندج ضرب و شتم بسیار با مشت و لگد تا مرز شکستگی دست و پا ، وضربات سنگین به نقاط حساس بدن از جمله سر ، بیضه ها ، کمر و زانو ،بستن دست و پاهای ما به شکل صلیب و ضربات پی در پی با شلاق  و شکنجه های جنسی بسیار وقیحانه از جمله نشاندن بر روی شیشه های نوشابه که به صندلی چسبیده بود و  شکنجه هایی که شرم از بازگو کردن آنهاست  تنها بخشی از این شکنجه ها بشمار می رود .
 از سوی دیگر توهیناهای رکیک و تهدیدهای دائمی مبنی بر آزار و اذیت سایر اعضای خانواده هایمان ما دو نفر را به موجوداتی بی اختیار تبدیل کرده و چشم بسته و به خاطر خلاصی از این وضعیت وحشتناک  حاضر شدیم تا هر آنچه که بازجویان بر روی برگه های بازجویی نوشته بودند از پشت چشم بند امضا کنیم و با انگشت مهر تایید بر آنها بزنیم .
جناب آقای دکتر احمد شهید
 ما دو نفر آنچنان تحت فشار زورگویی ها و شکنجه های بازجویان قرار گرفته بودیم که ترجیح می دادیم تا با خودکشی خود را از این شرایط خارج کرده  و یا حداقل با اعتصاب غذا از بین برویم .اما بازحویان با ایجاد محدودیتهای کامل حتی اجازه اعتصاب غذا را هم به ما ندادند {تحمیل بی خوابیهای  چند روزه از طرف ماموران بازداشتگاه و عدم اجازه آنها برای دسترسی به درمانهای پزشکی جهت تسکین دردهای ناشی از کتک زدن های بازجو . برای ما دو نفر که تجربه زندان ،شکنجه و سلول انفرادی و رفتارهای وقیحانه مامورین اطلاعاتی را نداشتیم چنان سنگین بود } که پس از گذشت چند وقت  و ترس از تکرار آن فاجعه  باردیگر حاضر شدیم تا بنا به درخواست آنها همان اعترافات ساختگی را با خط خود در برگ های بازجویی نوشته و آنها را امضا کنیم.
 اعترافاتی که یک داستان دروغین و یک سناریوی امنیتی  در منطقۀ کردستان  را طراحی کرده بودند .تا مامورین امنیتی را کامیاب کند . بعد  از 9 ماه در سلولهای انفرادی اطلاعات سنندج ما را به زندان مرکزی سنندج انتقال دادند. در این مدت که در زندان سنندج بودیم دوباره به مدت 1 ماه ما را به اطلاعات  واگذار کردند. همان شرایط اول و تقاضای همکاری از ما می خواستند ولی ما به هیچ قیمتی تن به خواسته هایشان ندادیم .
آنها می خواستند که پدر یکی از ما یعنی اقبال مرادی که از اعضای کومله کردستان است در دام آنها بیاندازیم که حتی این را هم در طول این 9 ماه در سلول بودیم از ما خواستار شدند   از اما ما دوباره این خواسته را رد نمودیم و حاضر به چنین کاری نشدیم
بعد از مدتی ما را به تهران انتقال دادند بعد از 1 ماه در سلولهای انفرادی اوین بند 209 ما را به دادگاه بردند.
 دادگاه نمایشی ما دو نفر در تاریخ 1 /10/89 در شرایطی برگزار شد که تا روز دادگاهی ما دو نفر هیچ گونه ملاقاتی با خانواده هایمان نداشتیم و از هر گونه اعتراض و داشتن وکیل محروم بودیم .در طول این مدت طولانی  فرصت نداشتیم که در یک مجال اندک تنها بخشی از آنچه بر سرمان آمده بود را  برای کسی بازگو کنیم .این در حالی بود که بازجویان دائما تهدید می کردند که در صورت هر گونه تخلفی از دستورات ایشان در جلسۀ دادگاه دوباره به همان شرایط  وحشتناک بازخواهیم گشت  و شلاق و شکنجه ها  و فشار از اول آغاز خواهد شد. شاید باور نکیند  که رفتاری با ما صورت گرفت  که هر انسانی در این لحظات  حاضر است مرگ را بپذیرد اما دوباره به همان سلولها باز نگردد  و برای همین هم در دادگاه بدوی  مطابق دستورات بازجویان عمل کرده  و نتوانستیم از خود دفاع کنیم که دادگاه ما کمتر از 20 .دقیقه به طول انجامید و قاضی پرونده صلواتی ریس شعبه 15 دادگاه انقلاب بود و هنوز دادگاهی شروع نشده بود که قاضی ما را محارب و مفسد فی ارض نامید پس از دادگاهی و صدور حکم ناعادلانه .پس از محاکمه و حکم ناعادلانه و غیر قانونی اعدام ما دو نفر به زندان امنیتی رجایی شهر منتقل شدیم  و بر اساس دستور دادستان حتی از ابتدایی ترین حقوق یک زندانی یعنی حق ملاقات با خانواده هم محروم بودیم ما در این زندان محبوس شده و ممنوع ملاقات هستیم تا حتی خانواده هایمان نتوانند بدرستی از حقایق ماجرای پرونده مطلع شوند و از سوی دیگر به دنبال صدور حکم و ارجاع آن به مراجع قضایی هیچکدام از وکلای مستقل  و بی طرف دادگستری نیز اجازه نداشتند  تا به این پرونده دسترسی پیدا کرده و یک لایحۀ دفاعی برای ما نوشته و یا حداقل تقاضای ما مبنی بر اعاده دادرسی را از دادگاه تقاضا کنند.
جناب دکتر احمد شهید
براستی اگر ترور یک شخصیت مذهبی که از جمله از منتقدان حکومت مرکزی هم بوده است در حد توان ماست ؟چرا در طول دوران بازجویی هیچگاه کسی برای بازرسی منزل به منازل مسکونی ما مراجعه نکرد ؟ اگر واقعا ما دو نفر بر اساس دستور یک تشکیلات مسلحانه اقدام به ترور کرده بودیم آیا نباید نشانه هایی از وابستگی و ارتباط ارگانی و تشکیلاتی ما با این جریان وجود داشت ؟ و حال آنکه همان گروه که سالهاست جنگ مسلحانه را کنار گذاشته است چگونه  ما دو نفر بدون هیچ گونه سابقه اقدام نظامی و یا آموزش کارهای چریکی توانسته ایم چنین عملیات حساسی را در منطقه اجرا کنیم .در حالی که هیچ مدرک مستند مبنی بر داشتن اسلحه در حالیکه هیچ مدرکی مستند مبنی بر داشتن اسلحه و توان  استفاده از آن در پرونده ما وجود ندارد. چرا برگزار کنندگان همان دادگاه نمایشی ما را از حق اعاده دادرسی محروم کردند ویا حاضر نیستند تا در یک دادگاه عادلانه  با وکلای مدافع و اولیاء دم مقتولین یکبار دیگر ما را محاکمه کنند و اکنون به اعدام در ملاعام به اتهام محاربه تنها از سوی دادگاه انقلاب که یک دادگاه امنیتی و غیر قانونی است محکوم شدیم  آیا صرفا عضویت پدر زانیار مرادی در یک تشکیلات سیاسی می توان دلیل ..محکمی برای انتساب این گناه... به نزدیکان وی باشد و آیا باید پسر را به خاطر پدر مجازات و محکوم کرد این تنها بخشی ازصدها دلیل و برهانی است که اصالت و حقیقت این پرونده را زیر سوال می برد تقاضای همدردی و همیاری از شما  جنابعالی را خواهانیم و برای نجات ما دو جوان بیگناه بکوشید شاید که فردا دیر باشد.

اقبال و زانیار مرادی
 زندان رجایی شهر ( گوهردشت)
دی 1390

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 7:15  توسط پیام  | 


جوان ۲۵ ساله زیر شکنجه دچار جنون شد 

سایت روزآنلاین: خانواده وحید اصغری در مصاحبه با "روز" اعلام کردند این جوان 25 ساله زیر شکنجه دچار جنون شده و پزشکی قانونی نیز این مساله را تایید کرده اما با این حال قاضی دادگاه انقلاب حکم به اعدام او داده است.
احمد اصغری، برادر وحید اصغری به "روز" گفت که برادرش یک سال ونیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه بوده و تمام اعترافاتی که علیه خود کرده در این شرایط خاص بوده است.
او گفت که خانواده اش خواستار دادرسی عادلانه در دادگاهی علنی هستند و اگر برادرش اتهاماتی را که به او نسبت داده اند، مرتکب شده باید مستندات آن را در دادگاهی عادلانه ارائه دهند.
وحید اصغری که از 4 سال پیش در بازداشت به سر می برد، اخیرا از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. او به گفته خانواده اش در کشور هندوستان دانشجو بوده و برای دیدار با خانواده اش به ایران سفر کرده بود اما هنگامی که قصد بازگشت به هند را داشت در فرودگاه امام بازداشت شد.
آقای اصغری، هم پرونده ای سعید ملک پورو از متهمان پرونده های معروف به مضلین و متهم به مدیریت سایت های مستهجن ضد دینی است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 7:12  توسط پیام  | 

زندان کهریزک؛ وبلاگ: ناگفته هایی از یک ترور


وبلاگ mafhumino.blogspot

 در سال ۱۳۸۸ پس از فاش شدن جریان کهریزک پزشک وظیفه آنجا به نام دکتر رامین پور اندارجانی به طرز مشکوکی فوت میکند و به گواهی شواهد امر اگر بگویم به قتل رسیده اند گزاف نگفته ایم  . اما کار بدینجا ختم نمیشود .
اگر به یاد داشته باشیم پس از آن اتفاق پزشکان دیگری نیز به طرز مشکوکی به قتل رسیدند که همه به گونه ای به عنوان آگاه از مسائل موجود در زندانهای کشور میبودند . از جمله ایشان پزشکی بود به نام دکتر علی  قرقره چی  ، و از اتفاق امر ایشان نیز همشهری پزشک وظیفه کهریزک یعنی رامین پور اندارجانی میبودند . طبق تحقیقات آقای علی  قرقره چی   رابط انجمن پزشکان فرانسه و ایران بودند و قبل از ترور به تازگی از فرانسه بازگشته بودند . لازم به ذکر است که دکتر  قرقره چی  توسط دو نفر موتورسوار مصلح و به ضرب گلوله در پارکینگ خانه شخصی خود در تبریز  کشته شده اند . شواهد امر نشان میدهد که  ارتباطی بین این دو قتل موجود میباشد .
۱ - هردو از جامعه پزشکان میبودند
۲ - باز بنا بر شواهد مثبوت پس از قتل رامین پور اندارجانی ، دکتر  قرقره چی  به قتل رسیده اند .
۳ - تقریبا در حین باز شدن جریان کهریزک در ابتدا رامین پور اندارجانی و سپس دکتر قرقره چی بلافاصله پس از جنجال کهریزک و چند روز پس از بازگشت ایشان به ایران کشته میشوند .
۴ - در اینکه ایندو باهم در ارتباط می بوده اند شکی وجود ندارد و به اطمینان انتقال اطلاعات به مجامع بن المللی از طریق ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم این دو شخص صورت گرفته .
۵ - دقیقا  در زمان حضور دکتر قرقره چی در فرانسه جریان  کهریزک به مجامع بین المللی رسید و دقیقا در آنزمان دکتر پوراندارجانی کشته شدند .
۶ - به خاطر مسائل امنیتی از مرگ دکتر قرقره چی در هیچ یک از جرائد و رسانه ها چیزی عنوان نشد و کاملا بایکوت خبری انجام گرفت و در واقع این گزارش میتواند اولین نوشته از ارتباط این دو موضوع و خبر یک پاکسازی دیگر از نظام به نام دکتر قرقره چی باشد .
۷ - این اطلاعات توسط رابط این دوشخص که هم اکنون به خاطره مسائل امنیتی نمیخواست نامش فاش شود بیان شده است .

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 7:0  توسط پیام  | 

یک هواپیمای نظامی در اطراف بوشهر سقوط کرد


بامداد امروز یک فروند هواپیما در اطراف شهرستان بوشهر به دلائل نامعلومی سقوط کرد.
 استاندار بوشهر گفت: هواپیمای اف 14 ساعت 4.30 بامداد امروز سه دقیقه پس از پرواز در اطراف بوشهر سقوط کرده است.
 محمدحسین جهانبخش دقایقی پیش در گفت و گو با خبرنگار فارس در بوشهر با تائید خبر سقوط هواپیمای اف 14 اظهار داشت: پس از سقوط هواپیما نیروهای امدادی در تلاش برای یافتن خلبان و کمک خلبان هستند و هنوز از سرنوشت آنان خبری در دست نیست.
وی افزود: پس از تکمیل اطلاعات در مورد این خبر، اطلاعات تکمیلی اعلام می‌شود.
لازم به ذکر است بنا به گفته یکی از مسئولان بوشهر تلاش‌ها برای یافت خلبان و کمک خلبان این هواپیما ادامه دارد.
گفته می‌شود این هواپیما در اطراف یکی از روستاهای شهرستان بوشهر سقوط کرده است.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:57  توسط پیام  | 


زيستگاه يوزپلنگ ايرانی در معرض خطر 


جاده قديمي و خاكي گزوئيه كه از منطقه حفاظت شده كوه بافق مي‌گذرد و عمليات بهسازي آن به دليل تعرض به زيستگاه يوزپلنگ ايراني، اوايل دي‌ماه گذشته متوقف شد، اين روزها دوباره محل بحث و مناقشه ميان مردم محلي و مسوولان محيط ‌زيست قرار گرفته است.

كوه بافق يكي از مناطق حفاظت شده استان يزد به شمار مي‌رود كه طي سال‌هاي اخير، به يكي از امن‌ترين زيستگاه‌هاي يوزپلنگ ايراني تبديل شده، اما به نظر مي‌رسد اين زيستگاه اكنون در معرض تهديد قرار دارد، چراكه اهالي روستاهاي منطقه سبزدشت در حاشيه اين زيستگاه با پافشاري فراوان خواستار احداث جاده گزوئيه براي دسترسي مناسب‌تر به روستاهايشان شده‌اند؛ جاده‌اي از داخل منطقه حفاظت شده و از قسمت امن آن مي‌گذرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:56  توسط پیام  | 

 ارابه‌های مرگ در جاده‌های كشور جان می‌ستانند

جام جم آنلاين: هنوز نگراني‌ها از بابت حضور كاميون‌ها و كشنده‌هاي چيني هوو و فراز كه به تعبير مسوولان پليس راهور تردد آنها تهديدي براي امنيت جاده‌هاي كشور محسوب مي‌شود، پايان نيافته كه پاي ارابه‌هاي مرگ هم به اين ماجرا باز مي‌شود. اتوبوس‌هاي بين‌شهري همانند ارابه‌هاي مرگ در جاده‌ها مي‌تازند؛ همان‌هايي كه خواب آلودگي راننده سرنوشت تلخ واژگوني را برايشان رقم مي‌زند تا با رقم خوردن مرگي خونين براي ده‌ها نفر از سرنشينانشان تيتر اول اخبار حوادث شوند.

بر اساس آخرين آمار مركز فرماندهي پليس راه كشور، تنها در 120 روز اتوبوس‌هاي مسافربري بين‌شهري 217 مورد تصادف خونين را در جاده‌هاي كشور رقم زده و 109 نفر را به كام مرگ كشانده‌اند.
تصادفات خونيني كه رانندگان ناوگان حمل‌ونقل عمومي در جاده‌ها رقم زده‌اند و روند افزايشي اين حوادث طي سال‌هاي اخير، هر روز بر نگراني‌هاي مسوولان پليس راه از بابت حضور اين ارابه‌هاي مرگ در جاده‌ها دامن مي‌زند.
فرسودگي و نقايص فني اين اتوبوس‌ها، خواب ‌آلودگي راننده، نبود نظارت جدي ماموران پليس بر عملكرد رانندگان اتوبوس‌ها، ارتكاب برخي تخلفات حادثه‌ساز در جاده‌ها توسط آنها، به‌كارگيري رانندگان بي‌تجربه و بي‌صلاحيت و... از مهم‌ترين دلايلي هستند كه كارشناسان و صاحب‌نظران حوزه حمل‌ونقل و تصادفات آنها را در وقوع تصادفات اتوبوس‌هاي بين‌شهري دخيل مي‌دانند.
217 تصادف خونين در جاده‌ها و مرگ 109 نفر از مسافران اتوبوس‌هاي بين‌شهري آن هم تنها ظرف 120 روز هشدار جدي است براي مسوولان وزارت راه و پليس راهور براي رسيدن به اين واقعيت كه زنگ خطر كاهش امنيت سفر با اتوبوس‌هاي بين شهري به صدا درآمده است؛ موضوعي كه موجب شده با اجراي قانون جديد جرايم رانندگي در كشور مسوولان پليس راه هرچه سريع‌تر چاره‌اي جدي در اين زمينه بينديشند.
تست سلامت پس از 32 سالشايد شما هم به اندازه ما تعجب كنيد وقتي بدانيد كه تست سلامت جسمي و رواني كه مسوولان پليس چندي است اجراي آن را روي رانندگان آغاز كرده‌اند، براي اولين بار و آن هم پس از گذشت 32 سال ضرورت آن جدي گرفته شده است و همين موضوع خود مي‌تواند يك پرسش مهم را مطرح سازد و آن اين‌كه چرا در اين سه دهه مسوولان پليس راهور از ضرورت اجراي طرح مهمي همچون تست سلامت جسمي و رواني از رانندگان حادثه‌ساز غفلت كرده‌اند؟
نكته قابل تامل اين‌كه نتيجه اجراي تست‌هاي سلامت جسمي و رواني رانندگاني كه در شهر و جاده‌ها مورد ارزيابي قرار گرفتند، وضعيت چندان مطلوبي را به تصوير نمي‌كشد.
در اين ميان شرايط رانندگان حمل‌ونقل عمومي در جاده‌ها به مراتب از ديگران نگران‌كننده‌تر است.
بر اساس تست سلامتي كه از مجموع 168 هزار راننده فعال در ناوگان حمل‌ونقل عمومي بين شهري كشور به‌عمل آمده، صلاحيت 13 هزار و 700 نفر تاييد نشده است.
آنها حرفه‌اي نيستند!
در شرايطي كه به نظر مي‌رسد كمرنگ بودن نقش نظارتي پليس بر عملكرد رانندگان حمل‌ونقل عمومي در روند افزايشي وقوع تصادفات خونين جاده‌اي در كشور بي‌تاثير نبوده است، اما مسوولان پليس راه انگشت اتهام را به سمت سازمان راهداري نشانه مي‌روند، چراكه معتقدند اين سازمان نظارت و توجه كافي براي انتخاب رانندگان متعهد و با سابقه ندارد.

مسوولان پليس مي‌گويند رانندگان حمل‌ونقل عمومي حرفه‌اي نيستند و قدرت خطرپذيري ندارند و در واقع رانندگاني كه ادعاي حرفه‌اي بودن دارند در يك پيچ جاده نمي‌توانند بپيچند و ده‌ها نفر را به كام مرگ فرو مي‌برند.
هرچند با اين استدلال نمي‌توان باز هم از نقش نظارتي پليس راه بر عملكرد رانندگان حمل‌ونقل عمومي هنگام رانندگي در جاده‌ها و كنترل و رصد كردن تخلفات آنها چشم‌پوشي كرد، اما اگر آنچنان كه مسوولان پليس ادعا مي‌كنند سازمان راهداري نظارت و توجه كافي در انتخاب رانندگان باتجربه و باسابقه براي فعاليت در ناوگان حمل‌ونقل عمومي را به كار نمي‌بندد قطعا بايد در اين زمينه پاسخگو باشد چراكه به‌كارگيري رانندگان غيرحرفه‌اي و بي‌تجربه‌اي كه توانايي عكس‌العمل بموقع و صحيح در لحظه را ندارند قطعا به بهاي جان ده‌ها مسافر بي‌گناه تمام خواهد شد.
خواب‌آلودگي و بي‌توجهي به جلو
ثبت ساعت در دفترچه‌هاي مخصوص رانندگان مهم‌ترين ابزار پليس براي كنترل اتوبوس‌هاي بين شهري است.
رانندگان تنها مجاز به هشت ساعت رانندگي در روز هستند و در مسيرهاي بيش از هشت ساعت بايد راننده كمكي حضور داشته باشد.
اين همان موضوع مهمي است كه بي‌توجهي يا شايد بهتر بتوان گفت تخلف برخي رانندگان اتوبوس در خصوص آن طي سال‌هاي اخير تصادفات خونين و مرگبار متعددي را در جاده‌ها رقم زده است.
رئيس پليس راهور ناجا نيز چندي پيش با تاييد افزايش آمار تصادفات اتوبوس‌ها نسبت به مدت مشابه سال گذشته گفته بود كه بي‌‌توجهي به جلو و همچنين احساس مسووليت نداشتن راننده اتوبوس از دلايل اصلي تصادفات اتوبوس‌ها گزارش شده است.
همچنين گزارش‌هاي كارشناسي بسياري از افسران حاضر در صحنه تصادفات ناوگان حمل‌ونقل عمومي نشان مي‌دهد كه واژگوني اتوبوس و خواب‌آلودگي راننده مهم‌ترين عاملي بوده كه چنين تصادفات خونيني را در جاده‌ها رقم زده است.
اين خواب‌آلودگي ناشي از عدم رعايت تنها هشت ساعت مجاز بودن راننده اتوبوس بين‌شهري براي نشستن پشت فرمان است كه متاسفانه بسياري از رانندگان ناوگان حمل‌ونقل عمومي با بي‌تفاوتي از كنار آن مي‌گذرند و به اين ترتيب جان ده‌ها مسافر خود را براحتي به بازي مي‌گيرند.
اما اين تنها تخلفي نيست كه برخي رانندگان اتوبوس‌هاي بين‌شهري مرتكب آن مي‌شوند.پليس علاوه بر دفترچه‌هاي ثبت ساعت با دستگاه‌هاي ثبت سرعت، اتوبوس‌ها را كنترل مي‌كند، اما برخي رانندگان با دستكاري صفحه‌هاي سرعت مرتكب تخلفات حادثه‌ساز مي‌شوند.
اين همان موضوعي است كه موجب نگراني فرمانده پليس راه كشور نيز شده است به طوري‌كه وي در گفت‌وگو با مهر از اجراي تغييراتي در دفترچه‌هاي ثبت ساعت رانندگان حمل‌ونقل عمومي خبر داده و مي‌گويد: با تغيير دفترچه‌هاي ثبت ساعت به دو رنگ آبي و قرمز، رانندگان قانونمند از رانندگان متخلف كه داراي تصادف منجر به مرگ و جرح هستند جدا خواهند شد.
رانندگي فقط به شرط كارت سلامتاين طور كه مسوولان پليس راه مي‌گويند قرار است با اجراي قانون جديد جرايم رانندگي در كشور نظارت بيشتر و دقيق‌تري روي صلاحيت رانندگاني كه به عنوان راننده اتوبوس در ناوگان حمل‌ونقل بين‌شهري به‌كار گرفته مي‌شوند، انجام شود.
سرهنگ محمدرضا مهماندار اين را هم مي‌گويد كه از اين پس ديگر هر راننده‌اي نمي‌تواند در جاده‌ها رانندگي كند و تنها افرادي مجاز به رانندگي در جاده‌ها با خودروهاي عمومي هستند كه كارت سلامت و صلاحيت داشته باشند. اين كارت‌ها همان كارت‌هايي هستند كه با انجام تست‌هاي سلامت، اعتياد و وضعيت جسماني براي رانندگان وسايل نقليه عمومي در جاده‌ها صادر مي‌شود.
با وجود اجراي قانون جديد جرايم رانندگي در كشور و جديتي كه مسوولان پليس راه قرار است نسبت به كنترل تخلفات و نظارت جدي‌تر بر عملكرد رانندگان ناوگان حمل‌ونقل عمومي به كار بندند، اما به نظر مي‌رسد اين قانون به تنهايي نمي‌تواند عامل بازدارنده‌اي در كاهش آمار تصادفات و تلفات حوادث رانندگي در اين بخش باشد و بايد سياستگذاري‌ها و زيرساخت‌ها براي به‌كارگيري رانندگان حرفه‌اي و داراي سلامت كامل در ناوگان حمل‌ونقل عمومي با دقت بيشتري از سوي سازمان‌هاي متولي از جمله سازمان راهداري كشور انجام شود.
آموزش‌هايي همچون آموزش بهداشت خواب به رانندگان حرفه‌اي از يكسو و نظارت جدي بر ممنوعيت رانندگي بيش از هشت ساعت براي رانندگان وسايل نقليه عمومي از سوي ديگر از ديگر مواردي است كه با به‌كارگيري آنها مي‌توان به ايمن شدن هرچه بيشتر تردد‌ها و سفرهاي بين‌شهري با ناوگان حمل‌ونقل عمومي اتوبوسي اميدوار بود.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:48  توسط پیام  | 

 سرنوشت زنان بی‌خانمان؛ گم شده در غبار لوایح قانونی

مرکز نگهداری لویزان از اوایل سال 90 به صورت ویژه برای نگهداری از زنان بی خانمان تهرانی اختصاص یافت. گروه هدف این مجموعه زنان متکدی، بی خانمان، در راه مانده و کارتن خواب هستند. به گفته رئیس مرکز 90 درصد آنها معتاد و میانگین سنی مددجویان بیشتر 20 تا 35 ساله است.

به گزارش خبرنگار مهر، ساعت 10 صبح یک روز سرد پاییزی، مکان جنب پارک لویزان تهران مرکز ساماندهی زنان بی خانمان، ساختمان سفید رنگ دو طبقه ای که مددکارانی با ماسکهای سفید پارچه ای خوش آمدگویی می کنند.
قبل از ورود به آسایشگاه مددجویان فاطمه یوسلیانی رئیس مرکز نگهداری لویزان اطلاعاتی در مورد مددجویان و خدمات مرکز ارائه می دهد.
30 ساله ها میهمان مرکز لویزان/ 90 درصد بی خانمانهای زن معتادند
گروه هدف این مجموعه زنان متکدی، بی خانمان، در راه مانده و کارتن خواب هستند که به گفته رئیس مرکز 90 درصد آنها معتاد و میانگین سنی مددجویان بیشتر 20 تا 35 ساله است.
یوسلیانی رئیس مرکز در مورد نحوه پذیرش و نگهداری مددجویان می گوید:
ابتدا زنان کارتن خواب، معتاد، متکدی و بی خانمان توسط مددکاران از سطح شهر تهران جمع آوری می شوند.
تمامی این افراد در مرکز ساماندهی اسلامشهر غربال می شوند.
زنان بی خانمان و متکدی و کارتن خواب تا زمان تعیین و تکلیف از مرکز اسلامشهر به مرکز لویزان منتقل می شوند.
پذیرش زنان در این مرکز با حضور یک مامور نیروی انتظامی و مدیر کشیک و شاهدان صورت جلسه می شود.
وسایل مددجویان بررسی شده و وسایل غیرخطرناک به مددجو تحویل داده شده و الباقی معدوم می شود.

استحمام، گندزدایی گرفتن ناخنهای مددجویان
پوشاندن زیرپوش و لباس تمیز بر تن مددجویان
تحویل مددجویان به مسئول آسایشگاه
ویزیت پزشک عمومی
ویزیت مشاوره
تماس با خانواده مددجو

ارائه گزارش مشاوره، مدارک شناسایی و اطلاعات تکمیلی و ارسال آن به قاضیپس از طی این مراحل اولویت مرکز لویزان تحویل مددجو به خانواده است و اگر مددجو آدرس، تلفن، هویت و اطلاعاتی نداشت گزارش تکمیلی برای صدور رای به قاضی ارائه می شود.
مرکز نگهداری از زنان بی خانمان لویزان زیر نظر سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران به صورت 24 ساعته فعال است ولی در این میان چالشها و مشکلاتی سد راه این مرکز قرا گرفته است.
به گزارش خبرنگار مهر طی گفتگو با نماینده بهزیستی مستقر در این مرکز و همچنین مددکاران مرکز نگهداری لویزان مشخص شد برای بیش از 50 درصد این مددجویان که حتی حکم قضایی آنها صادر شده و باید به سازمان بهزیستی تحویل داده شوند بهزیستی هیچگونه اقدامی برای تحویل گرفتن آنها انجام نداده است. به گفته یکی از مسئولان سازمان رفاه و خدمات اجتماعی سازمان بهزیستی مددجویان را گلچین می کند در حالی که دادگاه رای بر تحویل مددجو به بهزیستی داده است.
مرکز نگهداری لویزان حدود 25 نیرو دارد و از حدود 100 مددجو در این مرکز نگهداری می شود که مددجویان بستگی به رای قاضی و خروجیها دائما در حال تغییرند.
البته به گفته مسئول این مرکز، مداحی و مولودی خوانی، جلسات قرآن و مذهبی، زیارت عاشورا، جشن، استفاده از امکانات ورزشی و هواخوری روزانه و ویزیت روانپزشک هفته ای دو بار بخشی از فعالیتهای جانبی این مجموعه است.

ورود به آسایشگاه در غبار سیگار

حال با تمام گفته ها شنیده هایی که در مورد مدیریت این مجموعه و خدمات ارائه شده شنیدیم و نوشتیم پا به آسایشگاه زنان بی خانمان و متکدی تهرانی می گذاریم.
با وجود شوفاژهای قوی هوای آسایشگاه سرد بود وقتی که علت سرد بودن هوا را پرسیدم مددکاران گفتند: علتش استعمال سیگار است و برای رفتن بوی سیگار مجبوریم پنجره ها را باز کنیم.
تمام زنان بلوز راه راه سفید و نارنجی بر تن داشتند. برخی زیر پتو زانو به بغل گرفته و خوابیده بودند و برخی هم در حال سیگار کشیدن و پرسه زدن. زنان سالمند حدود 45 تا 55 ساله بیشتر سخن می گفتند. آنها دلشان می خواست از نرده های آهنی راه پله های مرکز رها شده و بیرون بروند.


6 ماه زندگی در میان معتادان حرفه ای

یکی از خانمها می گفت: من حدود 6 ماه است روی این تخت نشسته ام و می خوابم. کسی را ندارم و دیگر خسته شدم. وقتی در مورد پرونده این زن سوال کردم گفتند: او در نوبت بهزیستی هستند. از این موارد بسیار بود. یکی دو ماه، دیگری سه ماه و حتی 10 ماه در نوبت بهزیستی بودند.
به دختر جوانی 20 ساله که به دوربین خیره شده و روی تخت ساکت نشسته بود گفتم: شما اینجا چکار می کنید؟ گفت: من شوهر دارم، منتظرم تا بیاد، رفته ماموریت...
سرم را به طرف مددکار برگرداندم، او گفت: مصرف بالای شیشه مخش را تعطیل کرده! این دختر را در پارک گرفتند و چند ماهی است در نوبت بهزیستی قرار دارد.
در میان زنان این مرکز دختری بود با مدرک کارشناسی که هم شاعر بود و هم نویسنده و چند کتاب هم منتشر کرده بود که نمی خواست تصویرش گرفته شود. حاضر نبود با همسر و خانواده اش زندگی کند. دخترک هوای بازیگری در سر داشت. می‌گفت سالها پیش بازیگر تاتر بوده است.
دراین میان سالمندانی که نیمی از عمر خود را در خیابانها با انواع مخدرها گذرانده بودند در کنار دختران جوانی که شاید برای اولین بار بود که در خیابان متواری بودند زیر یک سقت زندگی می کردند که این در نوع خود بزرگترین آسیب است و راه رهایی از این آسیب اقدام سریع سازمانهای مسئول برای تحویل مددجویان است زیرا این مراکز تنها وظیفه نگهداری موقت را دارند نه اینکه این زمان به نیمی از سال برسد.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:43  توسط پیام  | 

طرح‌ افزایش امنیت اجتماعی از بعد ازانتخابات


خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی انتظامی گفت: بعد از انتخابات طرح‌های افزایش امنیت اجتماعی در کشور را آغاز می‌کنیم.اسماعیل احمدی‌مقدم صبح امروز در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در ارتباط با طرح‌های امنیتی و اجتماعی پلیس در پایان سال اظهار داشت: بعد از انتخابات طرح‌های افزایش امنیت اجتماعی آغاز می‌شود و شاهد افزایش حضور پلیس در مراکز خرید برای جلوگیری از سرقت، تسهیل ترافیک و ... خواهیم بود.فرمانده ناجا گفت: آمادگی لازم برای اجرای این طرح‌ها را داریم و ضمن ارزیابی طرح‌های گذشته، نقاط ضعف را برطرف می‌کنیم.فرمانده نیروی انتظامی در ارتباط با آمادگی پلیس برای برگزاری انتخابات گفت: دشمن با افزایش تهدیدات شرایط را برای حضور حداکثری مردم در انتخابات فراهم می‌کند. و نتیجه تهدیدات، معکوس دلخواه دشمنان است.وی بیان کرد: نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد حضور مردم در انتخابات آتی مطلوب خواهد بود و سطح مشارکت پائین‌تری نخواهیم داشت. فرمانده ناجا با بیان اینکه انتخابات امن و پرشوری خواهیم داشت، گفت: هماهنگی بین دستگاه‌های امنیتی برای تامین امنیت انتخابات صورت گرفته و ناجا محور امنیت است و هرجا نیاز باشد از بسیج و دیگر نیروهای مسلح برای جبران کمبودها استفاده می‌کنیم.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:21  توسط پیام  | 

طرح‌ افزایش امنیت اجتماعی از بعد ازانتخابات


خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی انتظامی گفت: بعد از انتخابات طرح‌های افزایش امنیت اجتماعی در کشور را آغاز می‌کنیم.اسماعیل احمدی‌مقدم صبح امروز در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در ارتباط با طرح‌های امنیتی و اجتماعی پلیس در پایان سال اظهار داشت: بعد از انتخابات طرح‌های افزایش امنیت اجتماعی آغاز می‌شود و شاهد افزایش حضور پلیس در مراکز خرید برای جلوگیری از سرقت، تسهیل ترافیک و ... خواهیم بود.فرمانده ناجا گفت: آمادگی لازم برای اجرای این طرح‌ها را داریم و ضمن ارزیابی طرح‌های گذشته، نقاط ضعف را برطرف می‌کنیم.فرمانده نیروی انتظامی در ارتباط با آمادگی پلیس برای برگزاری انتخابات گفت: دشمن با افزایش تهدیدات شرایط را برای حضور حداکثری مردم در انتخابات فراهم می‌کند. و نتیجه تهدیدات، معکوس دلخواه دشمنان است.وی بیان کرد: نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد حضور مردم در انتخابات آتی مطلوب خواهد بود و سطح مشارکت پائین‌تری نخواهیم داشت. فرمانده ناجا با بیان اینکه انتخابات امن و پرشوری خواهیم داشت، گفت: هماهنگی بین دستگاه‌های امنیتی برای تامین امنیت انتخابات صورت گرفته و ناجا محور امنیت است و هرجا نیاز باشد از بسیج و دیگر نیروهای مسلح برای جبران کمبودها استفاده می‌کنیم.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:21  توسط پیام  | 

توئیتر هم فارسی شد


سایت آفتاب: شبکه‌ی اجتماعی «توئیتر» امکان فارسی‌سازی محتوای این سایت با مشارکت کاربران را اضافه کرده است. توئیتر بعد از «گوگل» دومین سایت پرمخاطب اینترنتی است که همه‌ی محتوای خود را به فارسی نیز ارائه می‌کند.
زبان فارسی و امکان فارسی‌سازی به شبکه‌ی مایکروبلاگی توئیتر اضافه شد. توئیتر با بیش از ۲۰۰ میلیون کاربر از سراسر جهان، یکی از پرطرفدارترین شبکه‌های اجتماعی و از بهترین سایت‌های اجتماعی برای دنبال کردن و به اشتراک گذاشتن اخبار است.
روز چهارشنبه، ۲۵ ژانویه ۲۰۱۲، توئیتر شناسه‌ی کاربری با نام «توئیتر به فارسی» را افتتاح کرد و در اولین توئیت اعلام کرد:«مرکز ترجمه‌ی توئیتر حالا به زبان فارسی نیز در دسترس است. لطفاً به ما کمک کنید تا توئیتر را به این زبان نیز ترجمه کنیم.» و در توئیت دیگری از همه‌ی کاربران فارسی زبان درخواست کرد که برای مشارکت در ترجمه‌ی «توئیتر» به عضویت «مرکز ترجمه» این شبکه‌ی مایکروبلاگی درآیند.
درخواست ترجمه‌ی بخش‌های مختلف توئیتر به زبان فارسی، از چندماه پیش از سوی کاربران فارسی زبان مطرح شده بود. در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های حوزه‌ی فن‌آوری و دیجیتال فارسی، لینکی اعلام شده بود و از کاربران این شبکه‌ی اجتماعی درخواست شده بود تا با ورود به این سایت، گزینه‌ها را تکمیل کرده و درخواست ترجمه‌ی توئیتر به فارسی را برای مسئولان این شبکه‌ی اجتماعی ارسال کنند.
در ویدیوی کوتاهی که توئیتر در سایت «یوتیوب» درباره‌ی چگونگی مشارکت در ترجمه‌ی توئیتر به فارسی منتشر کرده است، مراحل مشارکت گام به گام توضیح داده شده است. در ابتدای این ویدیو کوتاه، توئیتر می‌گوید:« شما قبلاً به ما کمک کردید که بخش‌های مهم توئیتر مشخص شود، حالا می‌توانید تجربه‌ی بومی خود را نیز به آن اضافه کنید.»
برای عضویت در «مرکز ترجمه» توئیتر و مشارکت در ترجمه‌ی محتوا، کافی است یا شناسه ‌کاربری تویتر خود به عضویت این بخش درآیید. بعد از تایید توافق‌نامه‌ی این شبکه‌ی اجتماعی، می‌توانید زبان فارسی را از بین زبان‌های مختلف مرکز ترجمه انتخاب کرده و کار را شروع کنید.
توئیتر امکان ترجمه به زبان‌های مختلف را برای بخش‌ها و امکانات مختلف خود در نظر گرفته است و هر کاربر می‌تواند انتخاب کند که برای مثال می‌خواهد افزونه‌ی تلفن همراه توئیتر را ترجمه کند یا محتوای صفحات اصلی یا دست به کار ترجمه‌ی بخش تجاری این شبکه‌ی اجتماعی شود.
پایین هر بخش از توئیتر در مرکز ترجمه این سایت، اسامی مترجمین برتر اعلام شده است. این راهی است تا توئیتر بداند کدام کاربران وقت و انرژی بیشتری برای مشارکت در ترجمه‌ی محتوای سایت گذاشته‌اند.
مرکز ترجمه توئیتر ترجمه‌های هر کاربر را براساس تاریخ نیز دسته‌بندی می‌کند و به همین ترتیب کاربران می‌توانند ترجمه‌های قدیمی را نیز بررسی و ویرایش کنند. کاربران می‌توانند در بخشی مجزا، محتوایی که هنوز ترجمه نشده است را فارغ از این‌که مربوط به کدام بخش است، مشاهده کرده و به کار ترجمه کمک کنند.
به گزارش دویچه‌وله، اگر هم عبارت خاصی مدنظر کاربر است که می‌خواهد ترجمه کند، می‌تواند عبارت را در بخش جست‌وجو وارد کند و مستقیم سراغ گزینه‌ای برود که می‌خواهد ترجمه کند. در فوروم زبان فارسی توئیتر نیز کاربران فارسی زبان می‌توانند با یکدیگر بحث و گفت‌وگو کنند و بر سر واژه‌‌های معادل دقیق به توافق برسند.
شناسه‌ی کاربری توئیتر فارسی را در همان چندساعت اول افتتاح، چندصد کاربر دنبال کرده و توئیت‌هایش را بازنشر کردند. توئیتر بعد از گوگل دومین سایت بزرگ اینترنتی است که امکان ترجمه‌ی همه‌ی محتوای خود به زبان فارسی با مشارکت کاربران را فراهم کرده است.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:11  توسط پیام  | 


 یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا در راه خلیج فارس


مسکو، 6 بهمن، خبرگزاری «ریا نووستی»/ ناو هواپیما بر "اینترپرایز" آمریکا که در ماه مارس نگهبانی رزمی در خلیج فارس را آغاز خواهد کرد، در اقیانوس اطلس رزمایش جامع تمرینی بنام COMPTUEX را انجام می دهد که مرحله حتمی تدارکات ناوها و ناوگروه ها برای رفتن به ماموریت رزمی است.
در اطلاعیه مطبوعاتی منتشره در سایت رسمی نیروی دریایی آمریکا چنین گفته می شود.
"لئون پانتا" وزیر دفاع آمریکا در بازدید روز شنبه خود از ناو هواپیما بر"اینترپرایز" گفت ورود این ناو به خلیج فارس از طریق تنگه هرمز علامت صریحی به ایران خواهد بود که تهدید کرده بود در صورت اعنال تحریم نفتی علیه تهران این راه آبی مهم را خواهد بست.
یادآور می شود وزیران امور خارجه 27 کشور عضو اتحادیه اروپا روز دوشنبه در اجلاس خود در بروکسل تصمیم گرفتند واردات نفت از ایران به کشورهای اروپایی را تحریم کنند.
هشدار دبیرکل سازمان ملل به رژیم تهران
دبیر کل سازمان ملل متحد به رژیم تهران هشدار داد تهدید خود را در باره بستن تنگه هرمز، عملی نکند. رژیم تهران بارها تهدید کرده است در صورت عملی شدن تحریم نفتی، تنگه هرمز را خواهد بست.
به گزارش سایت عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، دبیرکل سازمان ملل که با خبرنگاران در نیویورک مصاحبه می کرد؛ گفت، تنگه هرمز برای تجارت بین المللی، منطقه بسیار بااهمیتی است. باید به عبور و مرور آزادانه برای همه کشتی ها در دریاها، احترام گذاشت و از آن حمایت کرد. اظهارات آتشین در این باره، سودی در بر ندارد.
تنگه هرمز محل عبور شناورهای حامل نفت صادراتی کشورهای ساحلی خلیج فارس به مشتریان است. روزانه 15 تا 18 میلیون بشکه نفت خام از این تنگه عبور می کند

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:7  توسط پیام  | 

لفاظی ورشکستگان به تقصیر


جعفر پویه

در آستانه ورشکستگی کامل اقتصادی کشور، روز گذشته (پنجشنبه) کوه بانک مرکزی موش زایید و محمود بهمنی، رییس کل این بانک اعلام کرد: "از روز شنبه ارز به صورت تک نرخی با قیمت 1226 تومان به متقاضیان عرضه خواهد شد."

بهمنی در حالی سعی می کند بازار متشنج ارز را با بلوف کنترل کند که گفته های تا کنونی او یکی از علل این بهم ریختگی است. کمتر کسی است که بپذیرد و باور کند که سقوط ارزش پول کشور با اعلام تک نرخی شدن ارز از سوی بانک مرکزی سامان می یابد. بهمنی و شرکایش در بانک مرکزی به خوبی می دانند که علت ورشکستگی اقتصادی کشور و سقوط ارزش پول ملی، تنها بازار ارز نیست. عدم اعتماد عمومی مردم به رژیم، ناتوانی در کنترل بحران بین المللی، تاثیر تحریمها بر اقتصاد کشور و از همه مهم تر، ناتوانی رژیم در انتقال پول نفت به داخل کشور، بحران اقتصادی جاری را دامن زده است. به همین دلیل است که دست اندرکاران اقتصاد رژیم ولایت فقیه دست به دامان وزارت اطلاعات و سپاه برای امنیتی کردن بازار پولی کشور و دستگیری مبادله کنندگان ارز زده اند.
همین افراد از دیروز تلاش می کنند با ادعای بیهوده تک نرخی کردن ارز، جلو اُفت ارزش ریال را بگیرند، اما آنها نمی گویند چگونه می خواهند جلو بالا رفتن قیمت ارزاق عمومی، کرایه خانه و بقیه کالاهای اساسی مردم را سد کنند؟
در همین روز احمدی نژاد، پادوی عاصی برکشیده رهبر جمهوری اسلامی در کرمان می گوید: "من به عنوان مطلع می‌گویم که هیچ مشکلی در اقتصاد کشور وجود ندارد و ما از ثبات اقتصادی برخوردار هستیم!"
از این گفته چنین برمی آید که گویا کسی به احمدی نژاد خبر نداده که در بازار ارز و کالاهای اساسی مردم چه می گذرد و او به کلی از وضعیت کشور بی خبر است. اینگونه خود را به جهالت زدن، فروپاشی ارزش پول ملی را حاشا کردن و همه چیز را خوب توصیف کردن، نه از بی خبری که از بی شرمی اوست.
با اعلام تک نرخی شدن ارز، باری از دوش اقتصاد رو به ورشکستگی کشور برداشته نمی شود. یاوه ثبات اقتصادی کشور احمدی نژاد را کسی نمی پذیرد؛ رژیم ولایت فقیه از مشروعیت مردمی و بین المللی برخوردار نیست. عدم اعتماد عمومی به رژیم و بی عاقبت دانستن آن از سوی مردم، یکی از علتهای عمده بحران اقتصادی کشور است. با وجود و حضور رژیم بی خردان و بلوف بازانی که کشور را به آستانه ورشکستگی کشانده اند، بحران اقتصادی همچنان مشکل اساسی مردم باقی خواهد ماند.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 6:2  توسط پیام  | 

منبع حکومتی: با فرهادی چه می کنیم؟


سایت الف: اینکه کارگردانی ایرانی فیلم قابل تأمل و درخوری ساخته؛ که ابتدا با کسب چندین جایزه در جشنواره ملی فیلم فجر نگاه­های بسیاری را به خود جلب نماید و سپس با پشتوانه توانایی­های هنری و جوایز دریافت شده در جشنواره فیلم فجر خودمان، نگاه دیگران در فراسوی مرزها را نیز به خود معطوف داشته و در جشنواره­های خارجی چندین جایزه دریافت داشته، بذاته در کارنامه هر فیلم­سازی ارزشمند و قابل تحسین است. اگرچه ممکن است زاویه نگاه­ها به این فیلم و ملاک برگزیده شدنش در داخل و خارج متفاوت باشد، اما این مسأله نمی­تواند از ارزش و اعتبار آن بکاهد. اینکه کارگردان این فیلم – متأسفانه و صدها بار می­گویم متأسفانه – رفتارهایی از خود بروز داده که با عرف و شرع ما سازگار نیست و متأسفانه و باز هم متأسفانه نتوانسته از هویت ایرانی - اسلامی خود و مردم و کشورش صیانت کند، اما همه این­ها از ارزش و اعتبار محصول ارزشمندی که تولید شده، نمی­کاهد. هرچه این رفتارها ناپسند و نپذیرفتنی است؛ در عین حال آن فیلم، ارزشمند و دوست ­داشتنی است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 5:38  توسط پیام  | 

 آغاز فرآیند خود انصرافی 10 میلیون خانوار از یارانه نقدی


 سخنگوی طرح تحول اقتصادی از آغاز فرآیند خود انصرافی 10 میلیون خانوار از یارانه نقدی از هفته آینده خبر داد.
 ' محمد رضا فرزین ' در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفت: اسامی 10 میلیون خانوار برای خود انصرافی نهایی شده و از هفته آینده كار اطلاع رسانی آغاز می شود.
وی ادامه داد: فرآیند خود انصرافی اختیاری است و استانداری ها و فرمانداری ها در این زمینه همكاری های لازم را انجام می دهند.
فرزین اظهار امیدواری كرد: 10 میلیون نفر نسبت به حذف اقدام كنند.

+ نوشته شده در  90/11/07ساعت 5:35  توسط پیام  | 


این روزها زندانیان محبوس در بازداشتگاه اوین به دلیل تمام شدن ذخیره  گازوئیل این زندان و سرمای شدید حاکم بر این مکان در شرایط بسیار دشواری به سر می برند .
براساس خبرهای رسیده به کلمه، کار نکردن همه وسایل گرما زای زندان اوین به دلیل  تمام شدن ذخیره گازوئیل این مکان را در چند روز گذشته به جایی غیر قابل تحمل برای زندگی  زندانیان آن  تبدیل کرده است. زندانیان در چند روز گذشته با اب سرد حمام کرده اند.
این در حالی است که زندانیان سیاسی  بندهای ۲۰۹ ، ۳۵۰ و دو الف و همچنین بند زندانیان سیاسی زن در  زندان  اوین به دلیل امکانات محدودتر حتی شرایط بسیار  بدتری را نسبت به زندانیان عادی  دارند و مسوولان زندان هم به زندانیان گفته اند تا ده روز آینده امکان تهیه گازوئیل وجود ندارد .
با این همه بیش از چند روز است که هشت هزار زندانی زندان اوین و از جمله زندانیان سیاسی بدون وسایل گرمازا ، آب گرم  و محروم از حمام اغلب سرماخورده و بیمار شرایط سختی را می گذرانند و خانواده های آنان نیز با نگرانی زیاد و دلشوره تنها این وضعیت را نظاره می کنند و نمی دانند باید به کدام مقام مسوولی دراین باره شکایت کنند. آنها تنها خواهان رسیدگی به وضعیت رفاهی زندانیان و پایان دادن به این شرایط دشوار هستند .
بازداشتگاه اوین که در دره اوین در شمال تهران واقع شده است به طور طبیعی همیشه از دیگر نقاط تهران آب و هوای سردتری دارد که این تفاوت دما  در فصل زمستان بیشتر هم هست و همیشه خانواده های زندانیان با توجه به این مساله و نبود امکانات کافی برای زندانیان نگران وضعیت آنها هستند. طبق خبرها سرماخوردگی این روزها به شدت در این زندان رواج یافته و بهداری زندان نیزامکانات رسیدگی به همه بیماران را ندارد و دارو نیز در اختیار زندانیان بویژه زندانیان سیاسی قرار نمی دهد.
شرایط بحرانی برای زندانیان سیاسی
زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین اغلب در بندهای  ۲۰۹ وزارت اطلاعات ،۳۵۰ و دو الف متعلق به سپاه پاسداران نگهداری می شوند  از آنجا که این زندانیان محدودیت بیشتری دارند این روزها شرایط سختتری را  هم تحمل می کنند.
بند ۳۵۰ که یک زیرزمین در زندان اوین است، این روزها به دو بخش بند مردان و زنان تقسیم شده است . این بند که  زیر زمینی جدا افتاده و بدون امکانات است از سایر بندهای زندان اوین وضعیت رفاهی بسیار بدتری دارد . این بند  تنها با چهار سرویس بهداشتی در شرایط عادی هم شرایط بسیار نامناسبی دارد و امکانات آن هرگز پاسخگوی ۱۸۰ زندانی محبوس در آن که بیشتر آنان از زندانیان حوادث پس از انتخابات هستند، نیست . این روزها زندانیان این بند در سرمای شدید و محروم از آب گرم و استحمام شرایط سختی را می گذرانند .
هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان عقیدتی-سیاسی  از جمله  روزنامه نگاران و دانشجویان حامی جنبش سبز در این بند به سر می برند .
انتهای این بند یک سالن بدون هر گونه امکانات و حتی سالن هواخوری وجود دارد که زندانیان سیاسی زن در آن نگهداری می شوند . بیش از سی زندانی سیاسی زن در شرایطی در این بند نگهداری می شوند که حتی امکانات شان برای نگهداری ده نفر هم مناسب نیست . زندانیان سیاسی زن محروم از هواخوری و هر گونه امکانات رفاهی حالا باید نبود آب گرم بهداشتی و سرمای شدید را هم تحمل کنند .
نسرین ستوده ، بهاره هدایت ، ژیلا کرم زاده، مهدیه گلرو و عاطفه نبوی و …از جمله زنان محبوس در این بند هستند .
شرایط دشوارتر برای زندانیان بند ۲۰۹ و دو الف
این شرایط دشوار برای زندانیان بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و دو الف سپاه حتی دشوارتر هم هست چراکه این بندها اساسا بازداشتگاه های غیر قانونی هستند که بدون نظارت نهادهای قضایی در کشور زندانیان را در هر شرایطی نگهداری می کنند و هیچ مقام مسوولی نیز  حق بازدید از این بازداشتگاه های غیر قانونی را ندارد .
سلولهای بند ۲۰۹ که سلولهایی کوچک و دربسته هستند در فصل زمستان بسیار سرد و در فصل تابستان بسیار گرمند. زندانی های این بند در فصل زمستان هم مانند دیگر فصل های سال مجبورند بر کف زمین بخوابند و هیچ کدام اززندانی ها در این بندها تخت ندارند و مجبورند بر زمین که تنها با یک موکت نازک و معمولی پوشانده شده، بخوابند در این فصل سال این سلولها بسیار سردند و اکنون با قطع  کامل شوفاژهایی که اغلب در مواقع عادی هم گرمای چندانی ندارند شرایط بسیار بدی بر این بندها حاکم است. در این  دو بند حتی  مسئولان زندان از دادن پتوی بیشتر به زندانیان خودداری می کنند و حتی لباسهای زندانیان را که توسط خانواده هایشان به زندان برده می شود به آنها تحویل نمی دهند. در سایر بندهای زندان اوین در هر فصل سال خانواده ها لباسهایی را برای زندانیان می برند و مسئولان آن را به زندانیان تحویل می دهند. زندانیان سیاسی این دو بند  مجبورند بر کفپوش سرد سلول روزهایشان را به شب برسانند.
در این دوبند زندانیانی همچون بهزاد نبوی ، عبدالله رمضان زاده ،عبدالفتاح سلطانی ، کوهیار گودرزی و تعداد زیادی از فعالان سیاسی و دانشجویی نگهداری می شوند . همچنین زندانیان تازه بازداشت شده مانند پرستو دوکوهکی ، سهام بورقانی ، مرضیه رسولی ، آرش صادقی و .. نیز به همین دو بند منتقل شده اند .گاه فعالان بازداشت شده ماه ها در همین بازداشتگاه های غیر قانونی و بدون امکانات به سر می برند.
اغلب متصدیان و مسئولان به جز مسئولان رده بالای  قوه قضاییه حق بازدید از این بند ها را ندارند و حتی نمایندگان مجلس نیز که بارها خواسته اند از این سلولها بازدید کنند با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شده اند.
خانواده های زندانیان سیاسی زندان اوین با شنیدن خبر قطع گازوئیل و شرایط نامناسب زندان اوین از دادستان تهران و همه مسوولان قضایی می خواهند که به این شرایط رسیدگی کنند و فراموش  نکنند که این مسوولان در برابر همه زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی که فقط به خاطر عقیده شان زندانی هستند مسوول هستند و باید شرایط رفاهی مناسب را برای گذراندن مدت حبس آنان فراهم کنند.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 11:20  توسط پیام  | 


ترورهای زنجیره‌ای امامان جمعه اهل سنت

رژین یونسی

خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی روز جمعه ۲۹ دی ماه، از کشته شدن امام جمعه شهر راسک در استان سیستان و بلوچستان در اثر حمله افراد نا‌شناس خبر دادند. خبرگزاری ایرنا نوشته است دو موتورسوار، مولوی مصطفی جنگی زهی، از روحانیون اهل سنت منطقه را مورد حمله قرار دادند. بر اساس گزارش رسانه‌های حکومتی، امام جمعه راسک، به دست "عوامل استکبار جهانی" کشته شده اما تا این لحظه هیچ فرد یا گروهی مسئولیت ترور او را به عهده نگرفته است. در طول سالهای گذشته این چندمین بار است که امامان جمعه اهل سنت در نقاط مختلف ایران به شیوه‌های مشابه ترور می‌شوند. خبرگزاری ایرنا گزارش داده است مولوی مصطفی جنگی‌زهی، پیش از این نیز از یک سوءقصد مسلحانه جان سالم به در برده بود. این خبرگزاری امام جمعه اهل سنت راسک را از جمله "روحانیون طرفدار انقلاب اسلامی و از حامیان وحدت شیعه وسنی در منطقه"معرفی کرده است. آقای جنگی زهی امامت جمعه مسجد اهل سنت خضرا در شهر راسْک، از توابع شهرستانِ سرباز در جنوب زاهدان مرکز استان سیستان وبلوچستان را به عهده داشت. ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی می نویسد امام جمعه شهر راسک چند ساعت قبل از ترور، در مصاحبه با این خبرگزاری شرکت در انتخابات را "واجب شرعی و اطاعت از رهبر" دانسته بود. کشته شدن امام جمعه راسک، از سوی عباسعلی سلیمانی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در امور اهل سنت استان سیستان و بلوچستان و علی محمد آزاد، استاندار این استان محکوم شده است. این دو با انتشار بیانیه‌ مشترکی، با انتساب ترور مولوی مصطفی جنگی‌زهی به "عوامل استکبار در آستانه برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی" گفته‌اند که عاملان این ترور "وحدت مردم منطقه" را نشانه رفته‌اند. جامعه مدرسین دارالعلوم زاهدان نیز در پیامی جداگانه این ترور را محکوم کرده است. استان سیستان و بلوچستان در سال‌های اخیر شاهد نا‌آرامی‌های نظامی فراوانی بوده که گروه جندالله مسئولیت بسیاری از آن‌ها را به عهده گرفته است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی هم در سال‌های اخیر تعدادی را به اتهام عضویت در این گروه دستگیر و برخی از آن‌ها را اعدام کرده است. جندالله که خود را جنبش مقاومت مردم ایران نامیده، در سال ۲۰۰۲ توسط عبدالمالک ریگی تأسیس شده و عملیات مسلحانه خود را از سال ۲۰۰۵ آغاز کرده است. این گروه که فعالیت‌اش را تحت عنوان دفاع از شهروندان اهل سنت در سیستان و بلوچستان انجام می‌دهد، در ۱۲ آبان ماه سال جاری به فهرست گروه‌های تروریستی ایالات متحده آمریکا افزوده شد.  تا کنون مسئولیت ترور امام جمعه راسک را هیچ فرد یا گروهی به عهده نگرفته، اما در سالهای گذشته این چندمین بار است که امامان جمعه اهل سنت ایران ترور می‌شوند

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 11:13  توسط پیام  | 

ضجه‌های غریبانه مادر بر پیکر فرزند

کاوه قریشی

بعد از مدت‌ها بحث بر سر محل دفن پیکر علیرضا صبوری، از کشته شدگان بعد از اعتراضات خیابانی به انتخابات، خانواده و نزدیکان وی بالاخره موفق شدند با انتقال پیکرش از بوستون آمریکا به آلمان، او را در قبرستانی در جنوب غربی برلین به خاک بسپارند. پویا، نودهی، از بستگان علیرضا صبوری در مصاحبه با روز از فشارهایی می‌گوید که خانواده این جانباخته حوادث بعد از انتخابات در ایران برای انتقال پیکر فرزندشان متحمل شده‌اند. همچنین مشکلاتی را مطرح می‌کند که علیرضا قبل از مرگ در شرق آمریکا با آن‌ها روبرو بوده است. "سکوت و تنهایی و غربت" چندی پیش سایت‌های متعلق به جنبش سبز و فعالان حقوق بشر در آمریکا از مرگ یک جوان پناهنده ایرانی در شهر بوستون خبر دادند که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و درمان جراحاتی که از راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در سرش باقی مانده بود، جان سپرد. بر اساس گزارش‌های منتشر شده علیرضا صبوری میاندهی، جوان ۲۳ ساله‌ای که در جریان راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در مقابل پایگاه بسیج ۱۱۷ گردان عاشورا مورد اصابت گلوله به سرش قرار گرفته بود، در یکی از شهرهای کوچک اطراف بوستن در ایالات متحده در "سکوت و تنهایی و غربت" درگذشت. پیکر این جوان ۲۳ ساله بعد از چند ماه بالاخره روز جمعه ۲۰ ژانویه درقبرستان "ولیمرزدورف" برلین با حضور برخی از اعضای خانواده و شماری از ایرانیان ساکن این شهر به خاک سپرده شد. مادر علیرضا صبوری، از جمله اعضای خانواده که در مراسم خاکسپاری فرزندش حضور داشت، هنگام دفن پسرش ضجه زنان و بدون اشاره مستقیم به فرد یا جریان خاصی، شکوه‌هایی را علیه مسببین مرگ فرزندش و "داغدار کردن" مادران مطرح کرد. در این مراسم که حدود نیم ساعت طول کشید و بیش از صد نفر در آن حضور داشتند، پویا نودهی از بستگان خانواده صبوری با قرائت شعری یاد و نام علیرضا صبوری را گرامی داشت. بعد از مراسم خاکسپاری مراسم یادبودی نیز در سالنی در شهر برلین برگزار شد. در این مراسم ویدیو‌هایی از زندگی علیرضا صبوری، از جمله ویدیوی که توسط خواهر او در ایران ساخته شده، پخش شد. این فیلم که مونتاژی از حوادث چند روز اول بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ بود، صحنه‌های تیراندازی افراد لباس شخصی از بالای پشت بام به معترضانی را که کمتر دیده شده‌اند نشان می‌دهد. بر اساس گفتار پس زمینه این فیلم،بعد از اصابت تیر به پیشانی علیرضا و خروج آن از طرف چپ، وی به کمک مردم به بیمارستان منتقل می‌شود. یکی از عکس‌های مربوط به حوادث پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری هم که در آن مردم پیکر نیمه جان مردی را که سر و صورتش به خون آغشته است، حمل می‌کنند، تصویر علیرضا صبوری است. در این ویدیو همچنین، صحنه‌هایی از زندگی این جوان بعد از خروج از کما نشان داده می‌شود که بیانگر مشکلات جدی او در تکلم، راه رفتن، غذا خوردن و انجام امور روزانه است. در همین ویدیو گفته می‌شود که جریان معالجه علیرضا در ایران به علت مشکلات امنیتی تا انتقال به خانه و خروج از کشور با مشکلات و محدودیت هایی روبرو بوده است. بستگان آقای صبوری می‌گویند، بعد از مدت‌ها بالاخره توانسته‌اند او را از ایران خارج و به کمیسیاریای عالی پناهندگان در ترکیه معرفی کنند. بر اساس گفته‌های علیرضا، او در مدت اقامت در ترکیه از وضعیت روحی و جسمی مناسبی برخوردار نبوده است تا اینکه سرانجام از طریق دفتر سازمان ملل متحد در ترکیه به شهر کوچکی در نزدیکی بوستون در ایالات ماساچوست در شرق امریکا منتقل می‌شود؛ جایی که بعد از کمتر از یک سال، در حالی که در تنهایی در منزلش پشت لپ تاپ نشسته بود، بر اثر حمله مغزی در گذشت. مادری که دومین پسرش را از دست داد اما اقامت در آمریکا پایانی بر مشکلات علیرضای ۲۳ ساله نبود. آنطور که بستگانش به روز گفته‌اند، او از‌‌ همان ابتدا با مشکلات و محدودیت‌هایی روبرو بوده است. پویا نودهی، پسر خاله علیرضا می‌گوید: "او هنگام فوت در اتاقش تنها بوده است. موقع زندگی در بوستون هم باز تنها بود. هر چند دوستان پناهنده دیگری بودند که بهش سر می‌زدند. او اما در کل احساس تنهایی زیادی می‌کرد. از شرایط جدید راضی نبود. انتظاراتش برآورده نشده بود. با مشکلات مالی و به ویژه با مشکل بیمه درمانی مواجه بود. علیرضا باید تحت مراقبت مداوم قرار می‌گرفت، از اینکه این اتفاق نیفتاده بود خیلی احساس ناراحتی می‌کرد و همین باعث وارد آمدن فشار شدید عصبی بر او شده بود. من فکر کنم این وضعیت در فوت او بی‌تاثیر نبوده است؛ هر چند هنوز پزشک قانونی آمریکا تحقیقاتش را در مورد مرگ او اعلام نکرده است." آقای نودهی همچنین از مشکلات انتقال پیکر علیرضا و فراهم نبودن شرایط خاکسپاری او در ایران می‌گوید: "او در بوستون فوت کرد اما ما به دلیل حضور بستگان نزدیک ترجیح دادیم پیکرش را در برلین به خاک بسپاریم. اما بحث‌هایی در مورد اینکه پیکر به ایران منتقل شود هم مطرح شد، ولی با توجه به فشاری که در ایران به خانواده آورده بودند احتمال دادیم با مشکلات و موانعی همراه شود. برای همین پیکر را به آلمان منتقل کردیم." پسرخاله علیرضا صبوری همچنین می‌گوید انجام جریان اداری انتقال پیکر به آلمان، کار دشواری بود، اما با مانع خاصی در این مسیر روبرو نشد. او همچنین از حضور و همراهی تعداد قابل توجهی از ایرانیان خارج از کشور به ویژه در آلمان و اعلام همبستگی آن‌ها با خانواده صبوری و مادرش، اعلام قدردانی می‌کند. به گفته پویان نودهی "مادر علیرضا شرایط سختی را پشت سر می‌گذارد، به ویژه اینکه این دومین پسری است که از دست می‌دهد. اما چیزی که باعث دلگرمی او شده این است که دوپسرش را در راه آزادی که امر مقدسی است از دست داده است. به هر حال مصیبت مرگ انسانهایی که از دست می‌روند جبران شدنی نیست." در مراسم یادبود علیرضا صبوری در برلین افراد و شخصیت‌های مختلف سخنرانی کردند که در میان آن‌ها می‌توان به مهران براتی، فعال سیاسی مقیم برلین، حمید نوذری، رئیس کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و همچنین هژیر پلاسچی، به نمایندگی از گروه "ریشه‌های خیابانی" اشاره کرد؛ برنامه‌ای که با مدیریت و هماهنگی خانواده صبوری و خانم اختر قاسمی، فعال ایرانی مقیم آلمان برگزار شد

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 11:6  توسط پیام  | 


گزارش آماری نقض حقوق بشر - ویژه دیماه ۱۳۹۰

خبرگزاری هرانا - نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بر اساس برنامه ماهانه خود که بیش از ۲۲ ماه از آغاز آن می‌گذرد، اقدام به انتشار گزارش آماری ماهانه از وضعیت حقوق بشر ایران ویژه دیماه ۱۳۹۰ نمود‫.

‎ در این نوشتار ۲۴۱ گزارش حقوق بشری منتشره دیماه در ۱۱ رسته حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است. و علاوه بر تلاش برای ارتقای دقت گزارشات تلاش شده است جنبه‌های آموزشی نیز در گزارش تقویت شود. ‬ بررسی حقوقی اخبار و گزارشات مهم و پرداختن به گزارشاتی که بیشترین و کمترین توجه را به خود را اختصاص داده است در کنار استفاده از محاسبات آماری و نموداری را باید از دیگر نکات برجسته این گزارش دانست‫.

ارزیابی عمومی اخبار نقض حقوق بشر دی ماه

در دی ماه ۱۳۹۰ نیز نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران تداوم یافت. این روند که هم‌چون گذشته مربوط به حوزه‌ها و بخش‌های مختلف بود، علاوه بر اینکه ریشه در رفتار طبقه‌ی حاکم دارد، بی‌تردید بخش نه چندان کوچکی از آن نیز با معضلات فرهنگی جامعه‌‌ی ایرانی رابطه‎‌ی مستقیم دارد.

در طول ماه گذشته و علاوه بر اینکه دستکم ۵۶ تن از آغاز سال جدید میلادی(کمتر از بیست روز) توسط دستگاه قضایی-امنیتی در نقاط مختلف کشور از راه حلق آویز اعدام شدند، قاضی صلواتی، رئیس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، خود به تنهایی سه حکم مرگ صادر کرده است. بر همین اساس جواد لاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که دیوان عالی پرونده‌‌ی ایشان را به علت نقص به این شعبه بازگردانده بود، مجدداً از سوی وی محارب شناخته شده و به اعدام محکوم شد. هم چنین امیر میرزایی حکمتی، شهروند آمریکایی ایرانی تبار نیز به اتهام جاسوسی به اعدام محکوم شد. از سوی دیگر نیز حکم اعدام وحید اصغری، فعال سایبری با گذشت یک ماه از برگزاری دادگاه به وی ابلاغ گردید.

مضاف بر این علی و حبیب افشاری، دو شهروند اهل مهاباد به اتهام محاربه از طریق فعالیت تبلیغی و عضویت در یک حزب مخالف نظام، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شدند.

در رابطه با صدور احکام اعدام برای فعالین سایبری(معروف به پرونده‌ی مضلین)، خانواده‌ی سعید ملک‌پور هم، از تایید حکم اعدام او در شعبه‌ی ۳۲ دیوان عالی کشور خبر داده و اعلام کردند جان این زندانی در خطر است.

از سوی دیگر شورای فرهنگ عمومی کشور، بنا به گزارش‌های مسئولان ارشاد در مورد وضعیت "خانه سینما" داوری کرد و در نهایت این نهاد صنفی را غیر قانونی دانست پس از آن نیز شورای عالی سینما با رأی حداکثری تصمیم به انحلال خانه سینما گرفت.

این اقدام واکنش‌های متعددی را در پی داشت. منجمله اینکه اعضای هیئت مدیره‌ی این نهاد صنفی شکایتی را در دیوان عدالت اداری کشور مطرح کردند که برای رسیدگی به یکی از شعب ارجاع شد. خواسته‌ی شاکی در پرونده، صدور دستور موقت عدم اجرای این تصمیم وزارت ارشاد و سپس ابطال آن بود که دیوان عدالت اداری این خواسته را موجه ندانسته و آن را رد کرد و در ادامه نیز بحث رسیدگی به ماهیت امر که همان ابطال تصمیم وزارت ارشاد است در دستور کار قرار گرفت. بسیاری از اهالی این حوزه نیز به ُطرق گوناگون به این اقدام اعتراض کرده که تنها برای نمونه می‌توان به اقدام اعتراضی بهمن فرمان‌آرا، کارگران نامی، با پس فرستادن سه سیمرغ بلورینی که از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده بود به دفتر این جشنواره، اشاره داشت. خانه سینما از سال ۱۳۷۲، با عضویت تعدادی از خودِ هنرمندان در هیات مدیره‌ی آن و با در اختیار گرفتن مکانی در محدوده‌ی خیابان "بهار" در تهران؛ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد.

در آستانه‌ی برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی هم، بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی- مدنی شدت گرفته است و در این خصوص بایستی به بازداشت سهام‌الدین بورقانی، مرضیه رسولی، پرستو دوکوهی، آرش صادقی، محمد سلیمانی‌نیا، پیمان پاکمهر، مهدی خزعلی، سعید مدنی، فاطمه خردمند، محمود دردکشان، احسان هوشمند و بازداشت و احضار بسیاری دیگر اشاره کرد.


بازتاب ویژه‌ی برخی اخبار در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی

قسمت پیش رو، به گزارش‌های حقوق بشری‌ای می‌پردازد که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب ویژه‌ای یافته‌اند. این توجه ویژه در حالیست که این گزارش‌ها بعضاً ممکن است حجم کمتری از نقض حقوق بشر نسبت به سایر اخبار منتشر شده در ماه را به خود اختصاص داده‌ باشند.

در این خصوص و همزمان با اختلالات مکرر اینترنت در کشور و قطعی وی‌پی‌ان‌ها، سخنگوی انجمن نظام صنفی رایانه‌ای اعلام کرد که به‌زودی شبکه‌ی اینترنت ملی )اینترانت) در ایران راه‌اندازی می‌شود و با افتتاح اینترنت ملی، ارتباطات اینترنتی ایران با اینترنت جهانی قطع خواهد شد که این موضوع با توجه به نگرانی کاربران اینترنت از قطعی ارتباطشان با اقصی نقاط جهان، با حساسیت ویژه‌ای دنبال شد.

هم‌چنین جمعی از هنر دوستان که به مناسبت ۸ دی ماه زادروز فروغ فرخ‌زاد جهت گرامی‌ داشت این شاعر شهیر به گورستان ظهیرالدوله مراجعه نمودند، با در بسته و ممانعت نیروهای نظامی مواجه شدند. نیروهای امنیتی خطاب به خیل دوستداران فروغ فرخ‌زاد تاکید کردند که قبرستان ظهیرالدوله تا اطلاع ثانوی تعطیل می‌باشد.

از سوی دیگر آزادی بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر که سرانجام پس از هفت سال حبس عصر روز ششم دی ماه مصادف با سالروز تولد خود از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد نیز، مورد توجه افکار عمومی واقع شد. وی از سن ۱۹ سالگی همواره در بازداشتگاه‌های مختلف کشور حضور داشته است در مجموع ۱۱ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی بدون مرخصی سپری کرده است.


عدم توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به برخی گزارش‌های حقوق بشری

در بسیاری از مواقع سیاست گذاری نابرابر رسانه‌ای و هم‌چنین ذائقه‌ی عمومی موجب می‌شود که برخی از اخبار مورد کم توجهی و حتی بی توجهی واقع شوند؛ این بخش که به نوعی در تقابل با بخش قبل قرار می‌گیرد، به این دسته از گزارشات حقوق بشر اختصاص دارد. واضح است که این نوع رفتار گزینشی اهالی رسانه و فعالین شبکه‌های اجتماعی همسویی خواسته یا ناخواسته‌ای با رفتار طبقه‌ی حاکم و رسانه‌های حامی دولت نیز برقرار کرده است.

در این خصوص پیش از هر چیز بایستی به آتش سوزی در مرکز نگهداری کودکان معلول بوشهر که ۳ کشته و ۱۸ مجروح برجای گذاشته است، اشاره داشت. در این مرکز چهل کودک نگهداری می‌شوند. این چندمین حادثه‌ی آتش سوزی در کشور، طی سال‌های اخیر است که کودکان را قربانی می‌کند. پیش‌تر و در پی آتش سوزی در مدرسه‌ی رحيمی روستای "درودزن" مرودشت از توابع شيراز، تمامی کودکان حاضر در یک کلاس درس آسیب جدی دیده‌ بودند.

هم چنین نیروهای امنیتی و انتظامی ایران بیش از ۶۰ تن از شهروندان کُرد را که در اعتراض به کشته شدن غیرنظامیان کُرد در ترکیه به موجب حملهٔ هوایی ارتش این کشور، در مقابل کنسولگری ترکیه در شهر ارومیه دست به تجمع زده بودند؛ بازداشت کرده است؛ در پی حملهٔ هوایی ارتش ترکیه به کاروان غیرنظامیان در روستای کردنشین اولودره در استان شیرناک ۳۵ تن کشته‌ شده‌ بودند.

خانواده رضا شهابی، فعال کارگری زندانی نیز، می گويند که مقام‌های قضايی با وجود پايان اعتصاب غذای او به وعده هايشان برای رسيدگی به پرونده عمل نکرده اند. آقای شهابی که از خردادماه سال ۱۳۸۹ به صورت بلاتکلیف در زندان اوین به سر می‌برد، در اعتراض به شرایط خود دست به اعتصاب غذا زده بود و پس از چند روز و به علت وخامت حالش به بیمارستان منتقل شد.

در ماه گذشته همینطور شاهد اعتصابات و تجمعات کارگری پرشماری بودیم. این اعتراضات در حالی صورت می‌گیرد که کارشناسان ضمن اشاره به افزايش بى‌رويه‌ی نرخ خط فقر اعلام كرده اند که بيش از ۸۰ درصد از كارگران سراسر كشور زير خط فقر گذران زندگى مى‌كنند.

از سوی دیگر و در شرایطی که برخی مسئولان از بالارفتن سن ازدواج در کشور گله‌مند هستند، آمارها حاکی از این است که ۸۰۰ هزار نفر در سن کمتر از ۱۸ سال در ایران متاهل شدند. هم‌چنین در ماه گذسته مدیر کل ثبت احوال هرمزگان از ازدواج پنج دختر زیر ۱۰ سال در استان هرمزگان خبر داد. این رقم مربوط به سه واقعه در شهرستان میناب، یک واقعه در شهرستان بندرلنگه و یک مورد در شهرستان بندرعباس است.

یک رویداد مثبت

در میان اخبار پرشمار نقض حقوق بشر ندرتاً اتفاقات مثبتی نیز در این حوزه به وقوع می‌پیوندد. در این خصوص و در ماه گذشته با بخشش اولیای دم، یک نوجوان بزهکار به نام فرشید (در کرمان) که ۱۸ ماه پیش هنگام بازی، دوست خود را به قتل رسانده بود، از اعدام نجات یافت.

جا دارد که از این تصمیم بشر دوستانه‌ی اولیای دم که اقدامی موثر در جهت منسوخ شدن مجازات مرگ، خصوصاً برای افراد زیر ۱۸ سال، است؛ تجلیل نمود.

بررسی حقوقی برخی از گزارش‌ها

امروزه خلاء "آموزش" در حوزه‌ی حقوق بشر در کشور به شدت احساس می‌شود و این در حالیست که بحث "اطلاع رسانی" در این حوزه روندی روبه جلو و نسبتاً قابل دفاع دارد. در این بخش و با هدف شناساندن این خلاء، برخی از گزارش‌های نقض حقوق بشر ماه گذشته، از لحاظ حقوقی مختصراً بررسی می‌شوند.

طبق ماده‌ی ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده‌ی ۶ اعلامیه حقوق مدنی-سیاسی، حق زندگی، از حقوق ذاتی هر انسان به حساب می‌آید و این حق بایستی به موجب قانون نیز حمایت شود. بند ۲ ماده‌ی ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ هم اقدامات لازم را در جهت منسوخ کردن مجازات مرگ در قلمرو قضائی را، به کشورها گوشزد می‌کند. حال آنکه طی کمتر از بیست روز بیش از ۵۳ تن در ایران اعدام شده، و دستکم ۶ نفر به اتهامات سیاسی- امنیتی با حکم مرگ مواجه شده‌اند. علاوه بر این بایستی اجرای احکام در ملاءعام را که موجب هتک حرمت و حيثيت اعدامیان و بازتولید خشونت در جامعه می‌شود؛ به طور خاص مدنظر قرار داد.

از سوی دیگر ثبت قانونی ازدواج کودکان، در نظر نگرفتن حق رضایت آزاد و کامل در ازدواج محسوب می‌شود که در بند ۲ ماده‌ی ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان حقی مسلم به رسمیت شناخته شده است. البته ازدواج در سنین پایین آسیب‌های جدی اجتناب ناپذیر دیگری نیز منجمله اینکه کودکان را از تحصیل محروم می‌کند، به بار می‌آورد.

جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات و نقض حق آزادی بیان که دولت ایران از ُطرق مختلف و با جدیت تمام آن را دنبال می‌کند، نقض ماده‌ی ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است. هم‌چنین بخشی از بند ۲۵ اعلامیه هزاره نیز به تضمین آزادی رسانه‌ها برای اجرای نقش اساسی آن‌ها و نیز حق مردم برای دسترسی به اطلاعات، تاکید دارد.

ممانعت از فعالیت "خانه سینما" و تصمیم بر انحلال این تشکل صنفی هم نقض بند ۱ ماده‌ی ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر که بر آزادی مجامع و انجمن‌های مسالمت آمیز تاکید می‌ورزد، است. در این خصوص بخش الف ماده‌ی ۱۵ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز شرکت‌ در زندگی‌ فرهنگی‌ را برای عموم، به رسمیت شناخته است و بند ۱ ماده‌ی ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر به حق فعالیت آزادانه‌ی اشخاص در زندگی فرهنگی اجتماع تاکید می‌نماید.

علاوه بر این با بالارفتن خط فقر که بیش از هر چیز دامان طبقه‌ی کارگری در هر کشور را می‌گیرد، مواجه هستیم. عدم تامین نیازی‌های حداقلی کارگران نقض صریح بند ۱ ماده‌ی ۱۱ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بخش الف ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که بر تامین یک زندگی حداقلی برای این طبقه تاکید می‌ورزد، است.

هم‌چنین نیروهای امنیتی- اطلاعاتی در شرایطی برخی زندانیان را برای مدتی طولانی و نامحدود در بلاتکلیفی قرار می‌دهند(برای نمونه همان طور که پیش‌تر هم گفته شده بود، بایستی به آقای رضا شهابی، فعال کارگری اشاره داشت که قریب به ۲ سال است در شرایط بلاتکلیف در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد) که طبق اصل ۳۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی و بند ۲ و ۳ ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، دستگیرشدگان بایستی حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی‌شان تشکیل و در اسرع وقت به محضر دادرسی یا هر مقام دیگری که به موجب قانون مجاز به اعمال اختیارات قضائی باشد حاضر شوند.

مقدمه آمار

بر اساس گزارش‌های گردآوری شده از سوی نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در محدوده زمانی دیماه سال ۱۳۹۰ تعداد ۲۴۱ گزارش از سوی حداقل ۵۳ منبع خبری یا حقوقی انتشار یافته است.

در بررسی موردی ۲۴۱ گزارش دیماه، تعداد ۴۴۰۳ مورد نقض حقوق که ۱۴۳۹ مورد آن نقض مستقیم حقوق بنیادین بشر با حضور آمر در تطبیق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و تعداد ۲۹۶۴ مورد آن نقض حقوقی است که در عین وجود معاهدات بین المللی، نقض بنیادین حقوق بشر محسوب نمی‌شود؛ ارزیابی شده است،

عمده موارد نقض حقوقی که علیرغم تاثیر مستقیم از سیاستگذاری‌های حکومت، اقدام مستقیم و منظم نقض حقوق بشر را در بر نمی‌گیرد، در حوزه کارگری بوده است و حقوقی از قبیل اخراج، تعلیق و یا بیکاری کارگران پس از تعطیلی کارخانه رخ داده است.

بدیهی است گزارش‌هایی که در پی می‌آید با توجه به عدم اجازه دولت ایران به فعالیت مدافعان حقوق بشر تنها بخش کوچکی از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است. در موضوع میزان خطای گزارش که حداکثر ۳ درصد در بحث منابع برآورد می‌شود باید اشاره کرد که ارگانهای خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران میزان ۳۱ درصد گزارش‌های این ماه را ارائه و مستند کرده‌اند، رسانه‌های حکومتی یا نزدیک به دولت میزان ۲۶ درصد و سایر منابع خبری-حقوقی غیر دولتی ۴۳ درصد گزارش‌ها را منتشر کرده‌اند که بدیهی است بخش آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران امکان زیادی برای مستند کردن گزارش‌های سایر گروه‌های خبری یا حقوقی را ندارد و در این حوزه حسب تجربه و شناخت خود عمل می‌کند.

"در حال حاضر در گزارشی که پیش رو است، میزان موارد نقض حقوق نسبت به ماه مشابه سال قبل ۱۳% افزایش و نسبت به ماه قبل نیز ۲۳% افزایش داشته است."

مشروح آمار

کارگری:

در آبان ماه سال جاری ۴۶ گزارش در مورد نقض حقوق کارگران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسید که تعداد ۳۶ گزارش از آن گزارش‌هایی را در بر می‌گرفت که مستقیماً نقض حقوق بشر نبوده ولی مرتبط به سیاستگذاری‌های حکومت و همینطور حقوق مدنی است. مجموع موردی این نقض حقوق بالغ بر ۲۹۸۶ مورد است.

بر اساس این گزارش‌ها ۳۲۰ کارگر به دلیل تعطیلی کارخانه و یا تعدیل نیرو از کار اخراج شدند، در مجموع ۴۸ ماه از حقوق کارگران در شرکت‌ها و کارخانجات مختلف با تعویق همراه بوده است که بر اساس آمار موجود بیشترین آن تعویق ۱۶ ماهه پرداخت حقوق کارگران نساجی مازندران بوده است.

بر اثر سوانح در محل کار به دلیل فقدان ایمنی شغلی ۱۱ کارگر جان خود را از دست دادن و ۸ تن نیز زخمی شدند و از سوی دیگر دستگاه امنیتی کشور ۸ تن از فعالان کارگری را بازداشت و ۱۳ تن از فعالین کارگری نیز از سوی دستگاه قضایی به ۵۸۳ ماه حبس و ۶۳ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شدند.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق کارگران ۴۲% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز شاهد افزایش ۵۲% بوده ایم."

اقلیت‌های مذهبی:

در ماه گذشته از مجموع ۱۴ گزارش ثبت شده، تعداد ۷۲ مورد نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

بخشی از این آمار مربوط به بازداشت ۲۳ تن از شهروندان بهایی، اهل سنت، اهل حق و مسیحی بوده است هم چنین ۷ تن از اقلییت‌های مذهبی به ۳۰۰ ماه حبس تعزیری، ۶۰ ماه حبس تعلیقی محکوم شدند.

احضار ۳۵ شهروند به دادگاه انقلاب و تخریب و یا پلمپ اماکن بهائیان از جمله موراد نقض حقوق اقلییت های مذهبی در طی ماه جاری بوده است.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی ۴۶% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز تغییری حاصل نشده است."

اقلیت‌های قومی-ملی:

در ماه گذشته از مجموع ۸ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۵۳ مورد نقض حقوق اقلیت‌های قومی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

از این تعداد می‌توان به بازداشت ۷۹ شهروند و محکومیت ۷۴ از سوی دستگاه قضایی یک تن از اقلییت های قومی را به ۶۳۹ ماه حبس تعزیری، ۶ ماه حبس تعیلقی و ۱۰۷۰ ضربه شلاق محکوم کرد.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های قومی ۵۰% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۱۲% را شاهد بوده‌ایم."

اصناف:

در ماه گذشته از مجموع ۵ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۰۱ مورد نقض حقوق اصناف در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

پلیس اماکن ۸۹ لباس فروشی را پلمپ و دادگاه انقلاب یک معلم را احضار و ۹ تن دیگر را به ۴۲ ماه حبس تعلیقی محکوم کرد.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اصناف ۴۴% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۸۰% را شاهد بوده‌ایم."

فرهنگی:

در ماه گذشته از مجموع ۶ گزارش ثبت شده، تعداد ۷ مورد نقض حقوق فرهنگی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در این حوزه بایستی به بازداشت دو فعال فرهنگی، ممانعت از نشر دو اثر فرهنگی هنری و ممانعت از اجرای ۲ برنامه فرهنگی اشاره داشت.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق فرهنگی ۳۰% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۲۸% را شاهد بوده‌ایم."

زنان:

در ماه گذشته از مجموع ۴ گزارش ثبت شده، تعداد ۵ مورد نقض حقوق زنان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در این رسته حقوقی می بایست به بازداشت یک فعال حقوق زنان و محکومیت یک تن دیگر به ۳۶ ماه حبس تعزیری اشاره کرد.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زنان ۳۳% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز تغییری حاصل نشده است."

کودکان:

در ماه گذشته از مجموع ۴ گزارش ثبت شده، تعداد ۸ مورد نقض حقوق کودکان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

محکومیت یک نوجوان بزهکار به اعدام در شیراز و ازدواج پنج کودک زیر ۱۰ سال و قتل دو کودک توسط والدینشان از جمله موارد نقض حقوق کودکان در ماه گذشته بوده است.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق کودکان ۵۰% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۷۵% را شاهد بوده ایم."

اعدام:

در ماه گذشته از مجموع ۳۰ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۱۵ مورد صدور و اجرای حکم اعدام در زندان ها و یا در ملاء عام توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

در دی ماه سال جاری، حسب گزارشات به ثبت رسیده، ۳۰ شهروند به اتهام‌های مواد مخدر، قتل، محاربه و تجاوز به اعدام محکوم شدند و ۷۵ زندانی نیز بر اساس اتهام قتل، جرایم مواد مخدر، تجاوز و سرقت اعدام شدند.

۱۲ تن از محکومین نیز به اتهام های چون قتل، تجاوز، سرقت مسلحانه و ... در ملاء عام اعدام شدند.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل صدور و اجرای حکم اعدام ۲۷% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۴۰% را شاهد بوده‌ایم."

دانشجویان:

در ماه گذشته از مجموع ۱۵ گزارش ثبت شده، تعداد ۲۱ مورد نقض حقوق دانشجویان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

این گزارش‌ها بازداشت ۷ دانشجو و محکومیت ۲ دانشجو به ۶ ماه حبس تعزیری و ۳۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شدند و از سوی دیگر نیز ۴ تن از دانشجویان نیز از حق تحصیل در دانشگاه محروم شدند.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق آکادمیک ۳۵% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۱۱% را شاهد بوده ایم."

زندانیان:

در ماه گذشته از مجموع ۴۳ گزارش ثبت شده، تعداد ۱۳۸ مورد نقض حقوق زندانیان در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

این تعداد گزارش مربوط به ۱۶ مورد شکنجه و یا ضرب و شتم زندانیان، ۱۷ مورد عدم رسیدگی پزشکی، ۲۱ مورد اعمال محدودیت مضاعف، ۳۶ مورد نقل و انتقال اجباری و ۱ مورد اعمال فشار و تهدید زندانیان بود.

هم چنین ۱۱ مورد بلاتکلیفی و ۴ مورد اعتصاب غذا نیز از دیگر موارد نقض حقوق زندانیان لحاظ شده است.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زندانیان ۲۹% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۹% را شاهد بوده‌ایم."

اندیشه و بیان:

در ماه گذشته از مجموع ۶۶ گزارش ثبت شده، تعداد ۹۹ مورد نقض حقوق در حوزه اندیشه و بیان توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران استخراج شد.

بر اساس این آمار ۲۳ تن از فعالین در این حوزه بازداشت، ۹ تن احضار به اطلاعات و دادگاه انقلاب و ۱۰ نفر دیگر نیز در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفتند. همینطور ۲۵ تن از فعالین نیز جمعا به ۱۰۵۱ ماه حبس تعزیری،۱۰۴ ماه حبس تعلیقی و ۱۴۴ ماه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.

"طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اندیشه و بیان ۲۵% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۳۲% را شاهد بوده‌ایم."


+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 11:0  توسط پیام  | 

ادامه کشمکش بر سر حق انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی

 

 

 

غلامعلی رجایی، یکی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و الیاس نادران نماینده مجلس شورای اسلامی نیز به صف منتقدان رهبری و حامیان حسین علایی و عماد افروغ پیوستند. به این ترتیب، جنجالی که با انتشار دیدگاه‌های سردار حسین علائی و عماد افروغ در مورد حق انتقاد از شرایط کشور و استیضاح از رهبری به راه‌افتاده، به یکی از چالش‌های تازه آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی تبدیل می‌شود.

غلامحسین رجائی، از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران با اشاره به اتفاقات پیش‌آمده در واکنش به مقاله حسین علایی نوشته بسیار متاسف است که با یکی از "بانیان نظام مقدس جمهوری اسلامی" اینگونه رفتار شده است.

حسین علائی به مناسبت سالگرد قیام ۱۹ دی قم، طی مقاله‌ای در اطلاعات، شرایط امروز ایران را تلویحا با شرایط آستانه سقوط رژیم شاه مقایسه کرده و نسبت به تکرار تاریخ هشدار داده بود.

در پی انتشار این مقاله، سردار علائی با حمله‌ها و انتقادهای شدید محافل طرفدار رهبری جمهوری اسلامی روبرو شد. علائی سرانجام توضیح داد که منظورش صرفا اشاره به زمینه‌های سقوط دیکتاتوری پهلوی بوده و اشاره‌ای به اوضاع امروز جمهوری اسلامی نداشته است.

اکنون غلامحسین رجائی فرمانده پیشین سپاه تلویحا تایید می‌کند که مقاله حسین علایی که ظاهرا درباره ۱۹ دی نوشته شده بود، اشاره‌ای به شرایط کنونی ایران داشته است. رجائی در وبلاگ خود نوشته: «خود ایشان مقاله‌ای را که به مناسبت قیام ۱۹ دی در روزنامه اطلاعات نوشته بود قبل از سفرم به من داد .از این ناصحانه تر نمی شد نوشت. از سیاق مطلب بر می‌آمد نیم نگاهی در نقد دلسوزانه رفتارحاکمیت موجود داشته است».

غلامعلی رجائی تاکید کرده به جای این‌که قلم را از دست امثال علایی، نوری زاد، خزعلی و.. بگیریم باید رفتار خودمان را درست کنیم تا این نقدها نوشته نشود.

آقای رجایی با تاکید بر این‌که رهبر هم مصون از نقد نیست و نباید باشد نوشته است: «گیرم که تمام نقد و نتیجه گیری علایی متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد، کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟ مگر رهبری خود را فارغ از نقد می‌داند و باید بداند و یا دانسته است؟ اگر این‌گونه باشد معلوم می‌شود دایره خط قرمزها درجمهوری اسلامی بعد ازامام، چنان تنگ شده که حتی امثال علایی که از بانیان این نظام مقدسند هم نمی‌توانند زبان به سخنی ناصحانه بگشایند».

شعور مردم را دست کم نگیرید

رجائی سپس به "تجمع خودجوش" مقابل منزل سردار علایی اشاره کرده و پرسش‌هایی را درباره خودجوش بودن این تجمع مطرح کرده است. از جمله وی پرسیده: «زمان آغاز تجمع را چه کسی به اطلاع شرکت کنندگان می‌رساند؟ دوربین‌های فیلمبرداری را چه کسی از زمان ومکان تجمع خبردار می کند؟ عکس‌های متحدالشکل رهبری و گاه امام را چه کسی با خود به محل تجمع می‌آورد و به دست افراد می‌دهد؟ شعارهای از پیش آماده شده را چه کسانی سفارش می‌دهند، تهیه می‌کنند و به دهان افراد می‌گذارند؟».

غلامعلی رجایی سپس به اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ اشاره کرده و از قول دوستی نوشته: «در یکی ازتجمعات خود جوش مردم تهران در محکوم کردن سران فتنه که از سر کنجکاوی، گشتی به خیابان‌های اطراف زدم، مشاهده کردم اتوبوس‌هایی با پلاک‌های شهرهای مختلف پارک شده‌اند تا جمعیت حاضر را پس ازادای تکلیف شرعیشان! به شهرهایشان باز گردانند! این آقایان تقریبا پشت پرده! بهتر است اینقدر شعورمردم را دست کم نگیرند».

وی همچنین پرسیده که اگر این گونه حملات خودسرانه است، چرا عاملان آن محاکمه نمی‌شوند و همانند عاملان "فتنه ۸۸" مقابل دوربین‌های تلویزیون قرار نمی‌گیرند و به اشتباهاتشان اعتراف نمی‌کنند؟

عماد افروغ و امکان استیضاح رهبری

عماد افروغ نماینده اصول‌گرای مجلس هفتم و سخنانش در برنامه "پارک ملت" شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز کمتر از مقاله حسین علایی جنجال نیافرید.

وی به بحث تمرکز قدرت اشاره کرده و گفته بود: «وقتی قدرت، تقلیل پیدا می‌کند به قدرت رسمی، این‌ها آفت اداره استراتژیک و انقلابی جامعه است. یعنی همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد قدرت رسمی می‌ریزیم، حاصلش این می‌شود که از نقادی و نظارت غافل می‌شویم و بالاخره هر کسی که در معرض نقد و در معرض نظارت قرار نگیرد و حسب مردم‌سالاری دینی، چرخش قدرت صورت نگیرد، مطمئن باشید دیر یا زود از آن وجه منضبط و قاعده‌مند، خارج و شخصی می‌شود».

عماد افروغ حتی "حفظ نظام" را هم به هر قیمتی و تحت هر شرایطی ضروری ندانسته و حق استیضاح رهبری برای مردم را نیز قائل شده و به استناد نوشته‌های آیت‌الله خمینی گفته: «اگر احدی از آحاد جامعه بخواهد رهبر را استیضاح کند، حق دارد و رهبر باید پاسخ بگوید و اگر پاسخی نداشت، خود به خود معزول است».

وی سپس در پاسخ به چرایی عدم ثبت‌نامش برای نمایندگی مجلس، گفت: «من نمی‌توانم به ضرس قاطع بگویم که مجلس در رأس امور است، حتی می‌گویم همان زمان هم که امام می‌فرمودند مجلس در رأس امور است، اگر بود نمی‌گفتند. یعنی شایسته است که در رأس باشد، مطلوب است که باشد».

افروغ البته تنها به انتقاد از مجلس شورای اسلامی بسنده نکرده و درباره خبرگان هم پرسیده چرا در خبرگان تنها باید فقها حضور داشته باشند؟

واکنش‌های تندروها

مجموعه این سخنان واکنش‌های تندی را در پی داشت. حمید رسایی، نماینده حامی دولت در مجلس ایران در جلسه علنی روز سه شنبه ۲۷ دی (۱۷ ژانویه)، گفت: «ما انتظار شنیدن صحبت‌هایی در مورد یکی از ارکان نظام در صدا و سیما را نداشتیم، چرا که فردی را که این حرف را بیان کرده همه می‌شناسند و می‌دانند که مواضع مزخرفی دارد».

شهاب الدین صدر، نایب رئیس مجلس نیز گفت: «آقای ضرغامی باید کوتاهی صورت گرفته در آن برنامه را جبران کند».

سایت "بازتاب امروز" نیز از "جمعه سیاه"ی نام برد و نوشت که قرار بود نیروهای خودجوش مقابل منزل عماد افروغ تجمع کنند.

الیاس نادران نماینده کنونی مجلس اما دریادداشتی برای خبرگزاری مهر، مواضع عماد افروغ در خصوص انقلاب اسلامی و نظام مردم سالاری دینی و نظریه ولایت فقیه را ستوده و تاکید کرده که نظرات او در این زمینه سر سوزنی تغییر نکرده است.

وی سپس به اختلافات اصلاح‌طلبان با عماد افروغ اشاره کرده و این اختلافات را دلیلی بر این دانسته که افروغ همچنان در "مسیر انقلاب" باقی مانده است. وی همچنین نوشته است: «دوستان جدید انقلاب اگر به خاطر ندارند ما به خوبی به یاد داریم که در مسیر روشن اما دشوار انقلاب در مواجهه با انحرافات، بعد از سنگلاخ مجلس ششم، این افروغ‌ها بودند که به مجلس هفتم و به فهرست اصولگرایان هویت بخشیدند و مایه اعتبار و اعتماد مردم شدند».

عماد افروغ خود متن کامل گفت و گویش را منتشر کرده و در پاسخ به کسانی که گفته بودند افروغ از سخنانش پشیمان شده، گفته که در تمام طول فعالیتش پس از انقلاب تنها در یک مورد پشیمان شده و آن هم رایی است که در سال ۱۳۸۴ به احمدی‌نژاد داده است.

SH/JT

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 10:41  توسط پیام  | 

به آنان که قلبی تپنده برای ایران دارند؛


دوشنبه، ۳ بهمن برابر با ۲۳ ژانویه، زادروز طلوع ندا است، وی در بیست و ششمین بهار زندگی اش، با روحیه‌ای لبریز از شوق به میهن و آزادی، در پی‌ مخالفت با رژیم خودکامه اسلامی، عاقبت در سی‌‌ام خرداد ماه ۸۸ توسط دژخیمان جنایتکار، با شلیک مستقیم گلوله به قلبش، به قتل رسید.
این تنها یکی‌ از هزاران نمونه از جنایات اسلامگرایان بود که در طول سه دهه حاکمیت مذهبی‌ انجام گرفت. ولی‌ این بار در وسط خیابان، درست در برابر چشم مردم معترض و مخالف حکومت انجام شد. صحنهٔ هولناک و جانسوز از آخرین لحظات زندگی‌ ندا توسط چند هم میهن شجاع به وسیلهٔ دوربین تلفن موبایل تصویربرداری شده و چند ساعت بعد در تیتر اخبار رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت تا مردم جهان ناظر آن باشند.
فردای آن روز، پس از تحویل پیکر ندا و دفن وی، وقتی‌ متوجه شدم مزدوران امنیتی خانواده ندا را زیر فشار شدید و تهدید برای سکوت و حتی انکار موضوع قرار داده اند، و از یکایک آنان تعهد کتبی‌ گرفته اند، آنگاه با پذیرفتن همه بار مسٔولیت تا جایی‌ که اعضای خانواده با خطر جدی روبرو نشوند، شروع به افشای مساله از طریق رسانه‌های بین‌المللی کردم و از آنجایی که خود یک خبر نگار بودم و در همین رابطه فعالیت های حرفه‌ای و عضویت‌های گوناگون داخلی‌ و بین المللی داشتم، با کمک چند نفر از همکاران که بانوان با شهامتی بودند، ظرف چند ساعت موفق شدم تا نقشهٔ کثیف مزدوران وحشت زده، در مورد انکار قتل ندا و سناریو سازی راجع به او را، کاملاً بر هم بزنم. گرچه تنها به دلیل امنیت خانواده ندا ناچار شدم به طور واضح علت حضور ندا را در آن شرایط شرح ندهم، اما انتشار و پوشش خبر افشای قتل ندا توسط نیروهای دولتی، و علاوه بر آن گزارش‌هایی‌ که راجع به نحوهٔ سرکوب مردم در مهمترین رسانه‌ ها، منتشر کردم، به قدری گسترده بود، که حیله گران اسلامی هرگز موفق به توجیه قابل قبولی در مورد این اقدام ضدّ انسانی‌ خود نشدند. 
بی‌ هیچ ترسی‌، این اطلاع رسانی را تا جایی‌ ادامه دادم، که پس از گذشت ۳ روز، رسانه‌‌های حکومتی از جمله ایرنا (خبرگزاری جمهوری اسلامی) و واحد مرکزی اخبار سازمان صدا و سیما که زیر نظر مستقیم دستگاه اطلاعاتی‌ و امنیتی رژیم کار میکنند، ناگزیر به اعلام این خبر یعنی‌ کشته شدن ندا گردیدند! آنها بنده را به عنوان نویسنده، فیلمساز و روزنامه نگار به خوبی می شناختند و با آثارم نیز، از جمله کتاب ها، فیلم‌ها و گزارش‌هایم که تا آن زمان بیشتر پیرامون مسائل تاریخی‌ و طبیعت بوده و همچنین گاهی به صورت موشکافانه همراه با مسأل سیاسی بر علیه دستگاه حاکمیت و اسلام بود؛ آشنایی داشتند.
سپس دو تیم در دو زمان متفاوت از دو رسانه یاد شده به سراغم آمدند و درخواست ضبط گزارش کردند. من نیز با این شرط پذیرفتم که بدون هیچ محدودیتی حرف بزنم. آن ها قبول کردند و حاضر شدم در حضور وکیل خود در دفتر و منزلم گفتگو را انجام بدهم. در دو جلسه ی ۱ ساعته ، نخست در مورد ترور ندا، توسط عوامل رژیم و سرکوب وحشیانه مردم صحبت کردم و بعد، بر علیه حکومت و به طور مستقیم، خطاب به شخص خامنه‌ای و احمدی‌نژاد به عنوان بانیان و رهبران این جنایت‌ها پیام هایی دادم. بدیهی‌ بود که هرگز پخش نخواهد شد اما حداقل میدانستم که به گوش مقامات مربوطه می‌رسد، که رسید. البته همانطور که پیش از این گفتم، آن ها سرانجام چند ساعت پس از گفتگو با من، بخش‌های کوتاهی‌ را با تغییر منتشر کردند.
من و ندا بیش از ۲ ماه بود که باهم آشنا شده بودیم اما به قول ندا به هزاران دلیل، وابستگی عمیقی بین ما شکل گرفت، بنابراین ندا همه‌ٔ هستی‌ من بود! او دیگر رفته بود، و من در حقیقت برای از دست دادن هیچ نداشتم. تنها بودم، اما دلایل زیادی بود که به من نیرو می بخشید، تا بدون هراس حرف بزنم.
مهم ترینِ آن ها صحبت های ساده و نافذ ندا و همچنین خواسته‌هایش از من بود که به سرنگونی رژیم و آزادی مردم که همان آرزوی دیرینه من نیز بود ختم می شد.
حال در مقابل جنگی که به طور مستقیم با حکومت جنایتکار اسلامی به راه انداخته بودم، پایانی جز اعدام، برای خود پیش بینی‌ نمی کردم! دیگر اهمیت نداشت که چه سرنوشتی در انتظارم است.
تا قبل از دستگیری ام خیالم از این جهت راحت بود؛ که چون همیشه برای مقابله با حکومت کاملاً مستقل و به شیوهٔ خود عمل می‌کردم و از طرفی‌ هرگز عضو گروه‌ها و حزب‌های داخل یا خارج از کشور نبودم و به واسطهٔ‌ شغلم بسیاری مرا می شناختند، کمتر نگران بودم که بخواهند اتهامی به من وارد کنند که به نفعشان تمام بشود. به همین لحاظ تلاش می‌کردم قوی بوده و صدای ندا باشم.
ندا هیچ وقت و به هیچ عنوان در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده و هرگز رأی نداده بود! به قول خودش شناسنامه اش پاک بود و پاک باقی‌ ماند.
استدلال ندا این بود که شرکت در انتخابات حتی اگر در نهایت تقلبی هم صورت نگیرد، خیانت به خود ماست! چون حکومت، افرادی را روی کار خواهد آورد، که خودش پرورش داده باشد! همیشه میگفت: اساس حکومت اسلامی باعث همهٔ بدبختی هاست! پس تغییر چند مهره جز تداوم بخشیدن، به بقای رژیم و البته فشارها و ویرانی های بیشتر، نتیجهٔ دیگری به بار نمی آورد. این را به آن دسته از حامیان حکومت اسلامیِ موسوم به اصلاح طلب ها میگویم: ندا از این به اصطلاحِ شما "انقلابِ اسلامی" بیزار بود و همیشه از پدر و مادرش انتقاد می کرد، میگفت: شما و امثال شما که به دنبال خمینی جنایتکار رفتید، کشور را به ویرانی کشاندید. این نکته‌ای است که پس از ندا مادر و پدر محترم ایشان نیز در رسانه‌ ها مطرح کردند.

نباید اجازه میدادم تا فریاد ندا مثل بسیاری از هموطن‌های دیگر به خاطر فشار و تهدید بازماندگان، در سکوت و ابهام خاموش شود، و از طرفی‌ باید مانع آن می شدم که اصلاح طلبان یا همان فرصت طلبان، نام ندا را مصادره کرده و از وی برای نسخه دیگری از حکومت اسلامی سوء استفاده کنند.
بنابراین پیش از بازداشتم، با اقداماتِ به موقع، یک تنه در مقابل این دسیسه‌ها ایستادم، و تنها سعی‌ کردم تا مردم دنیا هدف پاک ندا را همچون چهره معصومش بشناسند.

طولی‌ نکشید که صدای ندا از گلوی میلیون ها نفر در سراسر گیتی‌ به فریادی رسا مبدّل شد که پایه‌های حکومت های مستبد را در تمام دنیا به لرزه درآورد و اندک زمانی‌ بعد هزاران ندا روییدند.
و بدین ترتیب قیام و خیزش آزادی خواهانه مردم، در تمام جهان شکل تازه و گسترده‌تری به خود گرفت. 
پیام ندا، آزادی، برابری و صلح برای همه مردم بود و این همان احساسی بود که او را جاودان ساخت.
سناتور جان مک کین، می گوید: ندا با چشمانی باز از دنیا رفت. وای بر ما که با چشمانی بسته زندگی کنیم...

در گرامیداشت این روز بار دیگر با پیام همگرایی بر علیه حکومت جنون اسلامی، به پا خیزیم.

درود من به تمام جاوید نامان راه آزادی که با تقدیم جان خود دانه های آگاهی را در سرشت اجتماع کاشتند.
آزاد باد وطن و هموطن
کاسپین ماکان
+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 10:31  توسط پیام  | 

 آرایش کشتی های جنگی غرب در آستانه تحریم نفتی رژیم

بی بی سی: در آستانه اعلام تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا، همراه با پنج کشتی جنگی دیگر از جمله ناوشکنی از بریتانیا و شناوری فرانسوی بدون مواجهه با حادثه ای از تنگه هرمز گذشت و وارد خلیج فارس شدند.سخنگوی وزارت دفاع آمریکا امروز یکشنبه اعلام کرد که ناو آبراهام لینکن عبور "منظم و عادی" خود از تنگه هرمز را تکمیل کرد.این سخنگو افزود که این عبور مطابق برنامه قبلی و بدون حادثه صورت گرفته است.ناو لینکلن اولین ناو هواپیمابر آمریکاست که از اواخر ماه دسامبر به خلیج فارس وارد و جایگزین ناو یو اس اس جان استنیس می شود.سرلشکر عطاء الله صالحی، فرمانده ارتش ایران به آمریکا اخطار داده بود که دیگر این ناو را به خلیج فارس بازنگرداند. روز شنبه لئون پانتا، وزیر دفاع آمریکا اعلام کرده بود که ناو هواپیمابر یو اس اس انترپرایز که حدود یک ماه دیگر راهی خاورمیانه خواهد شد، از تنگه هرمز عبور خواهد کرد.یک ناو هواپیمابر دیگر به نام یو اس اس کارل وینسون نیز در منطقه حضور دارد.همچنین بنا به گزارش رسانه های بریتانیا، یک فروند ناوشکن این کشور همراه کشتی های جنگی آمریکا و فرانسه وارد خلیج فارس شده است.وزارت دفاع بریتانیا تایید کرد که ناوشکن اچ ام اس آرگایل بخشی از گروه ناوی آمریکاست که از تنگه هرمز گذشته و به خلیج فارس راه یافته است.یک سخنگوی وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرد: "ناوشکن اچ ام اس آرگایل و یک شناور فرانسوی همراه گروه ناوی آمریکا از تنگه هرمز گذشتند تا بر تعهد خلل ناپذیر جامعه بین الملل برای حفظ حق دسترسی کشورها به این آبراه بر اساس قوانین بین الملل صحه بگذارد." مجموعا پنج شناور همراه ناو آبراهام لینکلن وارد خلیج فارس شده اند. ناو لینکلن دستکم ۹۰ فروند هواپیما را حمل می کند.آرایش جدید کشتی های جنگی آمریکا، بریتانیا و فرانسه در آستانه اعلام تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا شکل می گیرد.قرار است وزرای خارجه اتحادیه اروپا دوشنبه ۲۳ ژانویه در نشست خود در بروکسل تحریم نفتی جمهوری اسلامی را اعلام کنند، هر چند این تحریم فورا به اجرا گذاشته نمی شود.ایران تهدید کرده بود که اگر نتواند نفتش را صادر کند، به کشورهای عرب خلیج فارس نیز اجازه صادرات نفت را نمی دهد.جامعه بین الملل به رهبری آمریکا اعلام کرد که اجازه نمی دهد آبراه استراتژیک تنگه هرمز را مسدود کند.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 8:45  توسط پیام  | 

بیانیه کمپین سفارت سبز؛ دستورات جدید بیت رهبری

بیانیه کمپین سفارت سبز در خصوص اتحاد نیروهای اپوزیسیون و فرامین مهم و اکید بیت رهبری برای مقابله با آن

گزارشات واصله از اعضای کمپین ،در مرکز و نمایندگیها ،حاکی از صدور دستورات جدید بیت رهبری ،به عوامل اجرایی رژیم اسلامی ،در داخل و کشورهای منطقه و جهان ،بشرح اختصاری زیر می باشد
یک-بررسی نظرات اقشار مختلف جامعه شهری و روستایی ،توسط سپاه قدس و اطلاعات بیت رهبری ،حاکی از نفرت اکثریت مردم از نظام و در انتظار بسر بردن آنان ،برای یک حمله نظامی از خارج،یا افتادن عناصر رژیم بجان هم و در اوج برخوردها،آغاز قیام و شورش همگانی ،در داخل و نهایی شدن اتحاد اپوزیسیون در خارج ،جهت حصول به یک آلترناتیو می باشد.در نتیجه در انتخابات پیش رو فقط مصلحت نظام و یکدست شدن مجلس از نیروهای خودی و وفادار مهم است و نه هیچ چیز دیگر
دو- در پاسخ به نامه اوباما،بیت رهبری بشرطی راضی به تعلیق غنی سازی و بعهده تعویق انداختن پروژه هسته ای گردیده ،که اولا توافقات پشت پرده هرگز علنی و افشا نشده و در ثانی بقای نظام اسلامی و تداوم آن در بیت رهبری ،تضمین و از پروژه اتحاد ضد انقلاب ،حمایت نشود
سه- کاملا سرّی و مخفیانه ،اما با سرعت و در حداقل زمان و با کار چند شیفته 24 ساعته، در مخفی گاههای زیر زمینی دور از دسترس و کنترل ماهواره های تجسسی ،اقدامات نهایی نصب سپر اتمی به موشک های حامل ، به مرحله نهایی رسیده ، آمادگی لازم برای آزمایش اولین انفجار هسته ای و ورود رسمی به باشگاه قدرت های اتمی ،پس از عبور از بحران فعلی فراهم گردد
چهار-تعهد وزیر خارجه به ترک ها ،مبنی بر کاهش دخالت در سوریه،با تغییر تاکتیک ها بدین شرح توأم میگردد:تعطیلی آموزش نیروهای سوریه در محل و انتقال سرّی آنان به ایران ، جهت تداوم آموزش های ضد شورش و اعزام چند کارشناس زبده و خبره از سپاه قدس ،بعنوان مشاورین مخفی بشار اسد، جهت ارائه نظر مشورتی به وی ،بمنظور اتخاذ سیاست های سرکوب همزمان و دافعه و جاذبه ،همچون اعلام عفو عمومی ادواری ،تا مردم سرانجام در کوره کشتار و شکنجه و زندان و تجاوز ،خسته ،منفعل و وادار به تسلیم شوند.پیروزی نهایی اسد ،علیه شورشیان ،پیروزی نهایی نظام بر جریان فتنه و ممانعت از اتحاد اپوزیسیون  و انفعال انان را در پی خواهد داشت
پنج-آماده باش قرمز نیروها و جواسیس رژیم از هر ملیتّی در خارج ،برای ضربه زدن به اپوزیسیون در حال اتحّاد و انجام چند پروژه ترور ،برای زهر چشم گرفتن و ترساندن آنان ، همزمان  با پرداخت های کلان به دو ستان خارجی نظام ،بخصوص در آمریکا و اروپا و تجهیز آنان و مقاله نویسان حرفه ای ،جهت ایجاد نفاق و دو دستگی و شانتاژ خبری ،علیه فعالان اتحاد
دستور فتوا گونه این است
بهر نحو ممکن جلو این اتحاد و وصل آن به داخل گرفته شود.باید بازهای اسرائیل را بخاطر تداوم حاکمیت شان و نیز شکست پروژه صلح خاورمیانه ای اوباما هم که شده ،تشویق و یا وادار به حمله محدود به تاسیسات آشکار اتمی، مثل بوشهر نمود ،که عرق ملی را بر انگیزد ،تا زیر بیرق اسلام ،مبارزه را تا حصول به نتیجه ادامه داد.سپاه قدس باید به سیاست تهاجمی داخلی و خارجی خود تا حصول به نتیجه نهایی ادامه دهد.وزارت خارجه کماکان به سیاست دوگانه موازی و رو در رو قرار دادن دشمنان نظام ،طی ترفندهای مربوطه ،ادامه داده ،گفتمان مصالحه را پیش برده پیام های دوستانه و ویژه ای به سران کلیدی از جمله رئیس جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان برای به بیراهه کشاندن آنها ،عمق و تداوم بخشد،متقابلا به دول چین و روسیه تفهیم شود اگر حمایت شان از نظام قطع شود ،با غرب علیه منافع آنان در منطقه و جهان تعامل و سازش خواهد شد
شش-سرانجام بازگشت نیروهای خبره اعزامی از سوی سپاه قدس، نزد راهزنان دریایی سومالیایی، در هر مرحله از آموزش های عملی که هستند به مرکز ،برای آموزش عملی نیروهای ویژه سپاه قدس جهت راهزنی های دریایی ،در صورت محاصره دریایی و جنگ فراگیر و برانداز
با توجه بمراتب فوق کمپین سفارت سبز ضمن تذکار به هموطنان، بمنظور رعایت اقدامات امنیتی ،حفاظتی خود و اعضای خانواده ،نظر باینکه سیاست های جدید تسلیم و مخفی کاری و نیز تهاجم جدید رژیم به اپوزیسیون در حال تدارک اتحاد، بمنظور به بیراهه کشاندن آنان و اتخاذ روش های محافظه کارانه توسط آنان و ایجاد یاس و انفعال بین آنان هست و با توجه باینکه اتحاد اخیر ما خارج نشینان حول محورهای حداقلی بسیار برای رژیم گران آمده ،در نتیجه این کمپین استدعا دارد : بی توجه به این سّم پاشی ها و تهدید.صفوف اتحاد خود را جهت تشکیل شورای ملی ایران بسرعت به مرحله نهایی رسانده ،با این اقدام و معرفی یک منبع واحد، برای سخنگویی ملت ایران، بنمایندگی از همه ایرانیان ،از جمله عزیزان و مبارزین در بند رژیم ،مانع از تحمیل جنگی دیگر ،چلبی دیگر ،بر ملت ایران و ابطال تمامی ترفندهای ضد ملی فوق الذکر گردند.با یقین کامل به پیروزی هر چه زودتر و نهایی ملت ایران

کمپین سفارت سبز
دفتر مرکزی-اسلو
نروژ
23ژانوایه
www.sefsratesabz.com

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 8:41  توسط پیام  | 

محمد ملکی جهت اجرای حکم به اوین فراخوانده شد

روز دوشنبه مورخ سوم بهمن ماه، برگه احضاریه از طرف دادستان عمومی انقلاب تهران، جهت اجرای حکم زندان به دکتر محمد ملکی ابلاغ شد. در این احضاریه از ایشان خواسته شده است تا ظرف مدت سه روز از زمان رویت نامه خود را به زندان اوین، بخش اجرای احکام دادسرای شهید مقدس، معرفی نماید. دکتر محمد ملکی که هم اکنون 78 سال دارد، پس از انتخابات خرداد 88، در تاریخ 31 مرداد ماه در منزل خود و درحالیکه در بستر بیماری بود بازداشت شد و مدت بیش از شش ماه را در زندان اوین گذراند. ایشان در طول دوران زندان بدلیل مشکلات جسمی و حمله قلبی چندین بار در بیمارستان بستری شد و نهایتا در اسفند سال 88 از زندان آزاد شد. پس از آزادی از زندان، طبق کیفرخواست صادره توسط دادگاه انقلاب، ایشان به محاربه، توهین به آیت‌الله خمینى، آیت‌الله خامنه‌اى و نیز تبلیغ علیه نظام متهم گردید. در تاریخ پنجم مرداد ماه امسال، دادگاه دکتر محمد ملکی بطور غیرعلنی برگزار شد که ایشان بدلیل غیرقانونی دانستن دادگاه و در اعتراض به غیرعلنی بودن آن، در دادگاه از خود دفاع نکرد. سرانجام دادگاه، او را در مهر ماه امسال به جرم تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم کرد. دکتر محمد ملکی که اولین رییس دانشگاه تهران بعد از انقلاب بوده است، از سال 1360 تا 1365 نیز بدلیل اعتراض به انقلاب فرهنگی در دانشگاهها، به مدت پنج سال تحت سخت ترین شکنجه ها زندانی بوده و بار دیگر در اسفند ماه سال 1379 به همراه جمعی از فعالان ملی-مذهبی دستگیر شد و مدت بیش از 6 ماه را در زندان انفرادی گذراند. ایشان در شهریور ماه امسال در نامه ای سرگشاده به احمد شهید، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل، شرح مختصری از شکنجه هایی که در زندانهای دوران مختلف دیده است را بازگو کرد و اعلام داشت حاضر است درباره مشاهدات خود از زندانها شهادت دهد. دکتر ملکی در ماههای اخیر، بدلیل نگارش این نامه احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفت

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 8:30  توسط پیام  | 

دانشجوی دانشگاه لستر انگلستان بازداشت شد

خبرگزاری هرانا - افشین شافعی دانشجوی دکترای اطلاعات و امنیت دانشگاه لستر انگلستان در آذرماه سالجاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از تهران، افشین شافعی شهروند ایرانی و دانشجوی دکترای اطلاعات و امنیت در دانشگاه لستر انگلستان کە دارای تابعیت نروژی نیز می باشند، چندی پیش به منظور عیادت پدرشان که در بستر بیماری به سر می‌بردند به ایران بازگشت.در مدتی که ایشان به دلیل مراسم تعزیه پدرشان در ایران بودند، از طرف اداره اطلاعات تهران احضار و پاسپورت ایشان ضبط و بعد از چند روزی به وی بازگردانده شد.در تاریخ ٢۶ آذرماه ٩٠ کە ایشان قصد بازگشت به نروژ را داشتند توسط نیروهای امنیتی، از هتل همای تهران به مکان نامعلومی منتقل شدند. همچنین در تاریخ ٣٠ آذرماه منزل ایشان توسط مأمورین امنیتی، مورد بازرسی واقع، و کلیه مدارک و لوازم ایشان را با خود بردند.پس از پیگیریهای مکرر خانواده اش در خصوص سرنوشت وی، مسئولین پاسخ درستی نداده‌اند، اما به صورت شفاهی اتهام ایشان را اقدام علیه امنیت ملی عنوان نموده‌اند.لازم به ذکر است که وی از اقلیت های سنی مذهب استان کرمانشاه می باشد.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 8:28  توسط پیام  | 

 

 

 

 مرگ مشکوک چهار سرکرده سابق سپاه پاسداران

سایت دیگربان: وفا غفاريان (۵۲ ساله)٬ عباس مهری (۵۲ ساله)٬ احمد سیاف‌زاده (۵۵ ساله) و منصور تركان (۵۰ ساله) چهار فرمانده سابق سپاه پاسداران در چند روز گذشته بر اثر بیماری درگذشتند.وفا غفاريان٬ رئيس هيات مديره شرکت مخابرات ايران و از مدیران ارشد سابق سپاه و صنایع دفاع در حوزه‌ جنگ الکترونیک بود که اول بهمن آن‌طور که رسانه‌ها گزارش کرده‌اند بر اثر بیماری درگذشت.خبر فوت عباس مهری از فرماندهان ارشد سپاه (بر اثر سکته مغزی) نیز طی روز‌های اخیر از سوی برخی رسانه‌ها منتشر شده است.عباس مهری «جانشین دانشکده فرهنگی دانشگاه جامع امام حسین» بود.احمد سیاف‌زاده٬ رئیس سابق دانشگاه عالی سپاه پاسداران (دافوس) هم آن‌طور که رسانه‌ها اعلام کرده‌اند در روز‌های اخیر بر اثر عارضه قلبی درگذشته است.منصور ترکان٬ مديرعامل شركت «يادمان‌ سازه» وابسته به شهرداری تهران و از سرداران سابق سپاه نیز اول بهمن ماه بر اثر سکته مغزی چشم از جهان فرو بست.حسین علایی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران با انتشار یادداشتی٬ درگذشت این چهار سردار سابق سپاه را تسلیت گفته است.آقای علایی در پیام خود از احمد سیاف‌زاده یاد کرده و نوشته که این سردار سپاه در بسیاری از عملیات‌ها «علیه رژیم دیکتاتوری صدام» در جبهه‌های جنگ فعال بود.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 8:4  توسط پیام  | 

واکنش روسیه به تحریم نفت ایران توسط اروپا

سرگئی لاوروف گفت که روسیه معتقد است برای از سرگیری مذاکرات میان ایران و گروه موسوم به 1+5 فرصت وجود دارد و از اعمال تحریم‌های یک جانبه عیله تهران به دلیل دنبال کردن برنامه‌ی هسته‌یی انتقاد کرد.به گزارش خبرگزاری رویترز گزارش داد: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز دوشنبه با اشاره به گفت‌و‌گوهای میان ایران با گروه موسوم به 1+5 به خبرنگاران گفت: ما هم‌چنان قاطعانه امیدواریم که گفت‌و‌گوها در نزدیک ترین زمان در آینده از سرگرفته شود.او گفت که روسیه تلاش خواهد کرد تا مانع از آن شود که ایران و غرب حرکاتی غیرسازنده انجام دهند و در صدد از سرگیر ی مذاکرات میان دو طرف برخواهد آمد.بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، لاوروف با محکوم کردن تحریم‌های یک جانبه علیه ایران تاکید کرد که این تحریم‌ها به رفع مساله کمکی نخواهد کرد.او از تحریم‌هایی که روز دوشنبه به تصویب وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا علیه ایران رسید، گفت: تحریم‌های یک‌جانبه به حل مساله کمکی نمی‌کند.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 7:59  توسط پیام  | 

حمله مزدوران وحشی رژیم به مردم بی دفاع در بابلسر

ندای سبز آزادی: شامگاه دوشنبه، ماموران امنیتی بابلسر با یورش به منزل پدری یاسر یوسف زاده، از فعالان مدنی این شهر، وی را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردند.به گزارش «چمران نیوز»، ، پس از یورش ماموران امنیتی به منزل  آقای یوسف زاده، پدر او از ماموران درخواست کرده حکم مراجع قضایی و کارت شناسایی خود را ارئه دهند، اما در پاسخ به این درخواست، ماموران امنیتی بر صورت پدر و خواهر او اسپری فلفل پاشیده و باعث صدمه دیدن آنها شده اند.طبق قوانین ایران ارئه کارت شناسایی ماموران و حکم جلب متهم الزامی است. اما نهادهای امنیتی ایران در تمامی موارد، این قانون را زیرپا می گذارند.بر اساس این خبر، پس از درگیری ماموران با پدر یوسف زاده، فرزند او برای کمک به پدر از رفتن با ماموران خوداری کرده و با پای برهنه به سمت پدر می دود، که همین امر سبب می شود ماموران وی را مورد ضرب و شتم قرار دهند.گزارش های رسیده حاکیست، فضای کوچه و محل سکونت این خانواده به قدری متشنج شده که ماموران امنیتی با زدن اسپری فلفل برصورت چند تن از همسایه گان، با آنان نیز درگیر شده اند.یاسر یوسف زاده از فعالان ستاد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود که در پی حوادث پس از انتخابات، در بهمن ماه ۸۸ نیز بازداشت شد."چمران نیوز" گزارش داده که وی توسط ماموران اطلاعات سپاه بابلسر بازداشت شده است.

+ نوشته شده در  90/11/04ساعت 7:40  توسط پیام  | 

 از تصویر نیمه برهنه گلشیفته تا تجاوز به دختران زندان ! -

اردشیر زارع زاده


 این روزها مسولین جمهوری اسلامی از سر درماندگی، به هر موضوعی چنگ می اندازند تا با به انحراف کشاندن افکار ایرانیان، تا آنها را از آگاهی بر جنایاتی که انجام می دهند، دور نگاه دارند. آخرین تشبثی که این مسولین به آن آویزان شده اند، موضوع نیمه برهنه شدن خانم گلشیفته فراهانی در فیلم کوتاهی است که در فیسبوک و سایتها منتشر شده و شامل گفتاری بود چون ؛ "به من نگاه کن که در این لحظه برهنه ام و رها از بند تن و روان و اینکه هنر من نقش بازی کردن است."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 23:0  توسط پیام  | 

 بررسی نحوه مرگ علیرضا صبوری در گفتگو با خواهرش


خبرگزاری هرانا - علیرضا صبوری میاندهی، در روز دهم مرداد ماه ۱۳۶۷ در کرج بدنیا آمد و از ۵ سالگی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد. او هم مانند بسیاری دیگر از جوانان ایران، پس از پایان دوران تحصیلات متوسطه و دریافت مدرک دیپلم، به امید آینده‌ای بهتر راهی بازار کار شد و برای استخدام در شرکت‌های نفتی در دوره‌های جوشکاری صنعتی شرکت کرد.

اما خیلی زود متوجه شد که اوضاع نابسامان اجتماعی و چشم انداز وضعیت اقتصادی ایران، اجازهٔ تحقق رویا‌هایش را آنچنان که او انتظار داشت نمی‌دهد و تصمیم گرفت برای تغییر این وضعیت، دست در دست سایر جوانان هموطنش بگذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/03ساعت 21:55  توسط پیام  | 

چرا این همه هیاهو بر سر لخت شدن گلشیفته فراهانی؟!
 
            بهرام رحمانی
 
 
تصاویر نیمه برهنه گلشیفته فراهانی، بازیگر مطرح سینما، انگار آب به لانه مورچه گان ریخته است. همه مرتجعین حکومت اسلامی و جناح های آن و هم چنین برخی گرایشات ناسیونالیست و ناموس پرست و متعصب و مردسالار، یکی پس از دیگری گلشیفته را به «بی اخلاقی» و غیره  متهم می کنند. از سوی دیگر، برخی نیز این اقدام گلشیفته را به اعتراض سیاسی علیه زن ستیزی حکومت اسلامی، نسبت می دهند. سئوال این است که چرا این همه هیاهو بر سر لخت شدن گلشیفته راه افتاده است؟ در حالی که او در سال 2010 در فیلم «جای اژدها»، با بازیگر مرد فیلم «دوگاری اسکات»، نیمه عریان هم خوابگی می کند این همه هیاهو راه نینداخته بودند. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/02ساعت 6:25  توسط پیام  | 

 

Tinypic