تبليغاتX
پـــــیـــــام آزادی ، خــــواســـتـــــه مــــــن ، تــــــو و هــــمـــه انسانــــهــــای بــــیــــداراســـت ، که فـریـاد مـخالـفـت خـود را با جـــنـــگ زنــــدان شـــکـــنـــجـــه اعــــدام و هـرگـونـه اعـمـال ضـد بـشـری ابـراز مـی داریـم پــــیــــام آزادی
فریاد مخالفت با جنگ، زندان ، شکنجه ، اعدام و هرگونه اعمال ضدبشری
 

روز بزرگداشت حقوق بشر در فرهنگ


روز بزرگداشت حقوق بشر در فرهنگ
خردمدار ايران
خجسته باد

پنج سال پيش، هنگامی که برای اولين بار
«کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد» روز 29
اکتبر (هفتم آبان) را ـ که سالگشت روز ورود
کورش بزرگ به بابل در 2500 و اندی سال پيش و
صدور منشور حقوق بشر او است ـ به عنوان روز
جهانی کورش بزرگ اعلام داشت، و مردمان
جهان و به خصوص ايرانيان  را  برای نجات
آرامگاه و خانه ی او ـ که می رفت تا به دست
حکومت اسلامی ويران شود ـ فرا خواند، هرگز
گمان نمی رفت که اين روز به چنين سرعتی در
ميان ايرانيان رسميت پيدا کند.

ايرانيان فرهنگ دوست، و رسانه های خارج از
ايران و وبلاگ ها و سايت های علاقمند به
فرهنگ ايرانزمين در سراسر جهان، و از جمله
ايران، با کمترين توان مادی و با بيشترين
شور خود در بزرگداشت اين روز شرکت کردند و
از انسانی گفتند که در زمانه ای که دنيا جز
بيداد و توحش نمی شناخت و تصوری از «حقوق
انسان ها» مطرح نبود، اولين منشور حقوق
بشر را از سوی ايرانيان به جهان هديه کرد. 

جوانان ايران، که سال ها  کتاب های درسی
کودکی و نوجوانی شان از نام شخصيت های
تاريخی مان تهی شده بود، و چشم و گوش شان
تنها به تبليغات رسانه ها و مراکز وابسته
ای باز  بود که بزرگانی چون کورش را با نام
هايي چون «جباران تاريخ»، «طاغوتی» و
«کافر» معرفی می کردند، با شنيدن آن چه که
در منشور او بود، با دانستن اين که کلمات و
تصوير اين منشور پس از 2500 سال، و در قرن
بيست و يکم حتی، در سازمان ملل متحد حضوری
زنده دارد، و از شنيدن گوشه هايي از ارزش
های برآمده از فرهنگ خردمدار و مهرافروز و
متمدن ايرانی شان به وجد آمدند. و از آن
زمان تا کنون با همه ی محدوديت ها، با همه ی
فشارها و بگير و ببندها، و با همه ی سم پاشی
های وابستگان به حکومت، هر ساله بزرگداشت
اين روز را در حد توان خودشان در ايران نيز
برگزار کرده اند.

امسال اما روز جهانی کورش، با يکی از مهم
ترين و متمدنانه ترين جنبش های آزادی
خواهانه در طول تاريخ  ايران همزمانی پيدا
کرده است. اين جنبش، که با سبزی و حق طلبی
آغاز شد، اکنون در خود خواسته هايي را می
پروراند که نشان دهنده ی جضور و پايداری
تفکر برخاسته از بستر فرهنگ با شکوه و
انساندوستانه ای است که منشور کورش را
بوجود آورده است. اين تفکر که بدون ترديد
از آن مادران و پدران باستانی ما بوده در
ذهن مردمان امروز ايران، و به خصوص جوان
های دلير و متمدن ما امروزی شده است.

کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد روز
کورش بزرگ را به همگان تبريک گفته و همچنان
از هموطنان خود در سراسر جهان تقاضا دارد
که با حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی
ايرانزمين، و با بزرگداشت روزهای نيکی چون
«روز جهانی کورش بزرگ» به گسترش و مانايي
فرهنگ خردمدار، مهرآفرين، و شادمان
ايرانی مان ياری رسانيده و، اين گونه، در
مقابل فرهنگ خشن، جنگ طلب  و ويرانگری که
اين روزها سرزمين مان را بيش از هميشه تلخ،
عبوس و رنجور کرده است بايستند.

با مهر و احترام
شکوه ميرزادگی
مسئول کميته بين المللی نجات پاسارگاد
اکتبر 2009

+ نوشته شده در  88/08/08ساعت 9:39  توسط پیام  | 

 

tumblr_koy8bkpGtf1qzgbl2o1_500

+ نوشته شده در  88/06/04ساعت 21:5  توسط پیام  | 

 

فعالان حقوق بشر در ایران

خبرگزاری هرانا : با گذشت بیش از 59 روز از
بازداشت موقت پیمان عارف، از دانشجویان
محروم از تحصیل موسوم به ستاره دار، وضعیت
وی در هاله ای از ابهام قرار دارد. این
دانشجوی محروم از تحصیل که هم اکنون در بند
209 زندان اوین و در سلول انفرادی به سر می
برد تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی
قرار گرفته است.
محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع این فعال
مدنی در باره ی موکل خود اظهار داشت: «
پیمان عارف  که در حال گذراندن خدمت سربازی
در دفتر مطالعات آموزشی نیروی انتظامی
استان گیلان بود، در تاریخ 28/3/88 توسط
نیروهای حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی
گیلان و با نیابت قضایی بازداشت شد وتا
تاریخ 30/3 در زندان شماره 2 رشت به سر برد. تا
این که پس از انتقال به دادسرای نظامی
تهران، پرونده ی وی به شعبه ی دوم بازپرسی
دادسرای انقلاب تهران ارجاع شد». وی در
ادامه می افزاید: «تنها اتهامی که تاکنون
به موکل من تفهیم شده، صرفاً مصاحبه در
خصوص تشکیک در انتخابات ریاست جمهوری دهم
بوده است و وی هم اکنون با قرار بازداشت
موقت در بند 209 اوین به سر می برد"
پیمان عارف که تاکنون تنها دو تماس تلفنی
حدود یک دقیقه ای با خانواده ی خود داشته
است، اخیرا پس از اصرارها و پیگیری های
فراوان موفق شد تا با مادر خود و در حضور
ماموران امنیتی ملاقاتی 10 دقیقه ای داشته
باشد.
اولیایی فرد همچنین در خصوص وضعیت موکلش
اظهار کرد: « متاسفانه آقای عارف به خاطر
این که در حین بازجویی به بازجوی خود اخطار
کرده تا دست از فحاشی و هتک حرمت بردارد
مورد ضرب وشتم شدید بازجو قرار گرفته و شدت
آسیب دیدگی وی به حدی ست که علاوه بر آن که
از ناحیه فک دچار مشکل شده، یکی از دندان
هایش هم شکسته است.» وی اضافه کرد: « از سوی
دیگر زمانی که این متهم در سلول انفرادی
بوده، برای افزایش فشار روحی و روانی بر
وی، بازجویان به او گفته اند که    همسرش نیز
بازداشت شده و در سلول انفرادی به سر می
برد. در حالی که همسر آقای عارف هیچ گاه و
توسط هیچ نهادی بازداشت نشده بودند»
با توجه به وضعیت نگهداری و شیوه ی بازجویی
از این فعال دانشجویی و مدنی، وکیل این
متهم گفت: « در چنین شرایطی هرگونه اقرار
از موکل اینجانب و یا سایر متهمان دیگر
وجاهت قانونی ندارد. از سوی دیگر در
دستگیری های اخیر هم شاهد نقض حقوق متهم
هستیم و هم نقض حقوق بشر و البته موارد نقض
نص صریح قانون نیز در این موارد دیده می
شود.»

+ نوشته شده در  88/05/28ساعت 0:2  توسط پیام  | 

 

 فعالان حقوق بشر در ایران



بهنود شجاعی متهم است که در تاریخ 28/05/1384 در
سن  17 سالگی طی یک درگیری در پارک ونک تهران
با یک تکه شیشه ضربه ای  به مقتول وارد آوره
که منجر به مرگ وی شده است.
با وجود ابهامات موجود در پرونده بهنود
شجاعی و تلاشهای انجام شده در خصوص توقف و
لغو حکم اعدام وی که  در زیر سن 18 سالگی
مرتکب قتل شده است ، بار دیگر پرونده وی به
جریان افتاده و خبرهای دریافتی حاکی از
انتقال وی به بند 240 زندان اوین و اجرای حکم
قصاص وی  در سحرگاه روز چهارشنبه 28 مرداد 88
میباشد.
بر اساس آخرین اطلاعات دریافتی نامبرده هم
اکنون در سلولهای مخصوص بند 240 زندان اوین
به سر می برد و خانواده وی تحت عنوان آخرین
ملاقات، جهت دیدن آقای شجاعی به زندان
اوین مراجعه کردند.
طبق ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک اجرای
مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای
کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی
ممنوع است. در ضمن در بند 6 ماده ی 5 میثاق
بین المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتاً حکم
اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام
شده است. اما متاسفانه همچنان قضات در
دادگاه ها بدون توجه به قوانین بین
المللی، برای نوجوانانی که زیر 18 سالگی
مرتکب قتل شده اند احکام سنگینی چون قصاص
نفس صادرمی کنند که منجر به اعدام این
افراد می شود و بر اثر این رویه است که دولت
ایران در خصوص اعدام نوجوانان و محکومان
زیر 18 سال در دنیا رتبه اول را دارد.
واحد حقوق کودک مجموعه فعالان حقوق بشر در
ایران ضمن اعتراض به حکم بهنود شجاعی و
محکومیت اجرای آن، از تمامی مسئولین قضایی
می‌خواهد که به قوانین بین‌المللی همچون
مواد فوق که آن‌ را امضا کرده‌اند احترام
گذاشته و عدم نقض حقوق کودکان و نوجوانان
را در اولویت‌های اول دستگاه قضایی قرار
دهد و بالاخص از ریاست جدید قوه قضائیه
انتظار است با متوقف نمودن و لغو حکم اعدام
بهنود شجاعی در وهله اول و دیگر نوجوانی که
در زندان های ایران زیر حکم اعدام  قرار
دارند در وهله دوم، مشی متفاوت خود و
پایبندی به قوانین بین المللی را نشان
دهند

http://www.iranpressnews.com/source/064293.htm

نقل از پرس نیوز

+ نوشته شده در  88/05/27ساعت 23:46  توسط پیام  | 

 

بهروز جاوید تهرانی را آزاد کنید
کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی

کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

تصور کنید ده سال، بیست سال، یک عمر شلاق, شکنجه ,سلول انفرادی جانشین یک نوازش مهربانانه باشد. محروم بودن از عشق مادر، فرزند، همسر و دوست، خود یک شکنجه روحی و روانی است که اگر آمیخته با شکنجه های جسمی باشد، غیر قابل تحمل خواهد بود، حتی برای یک روز تصورش حتی در ذهن انسان هم نمی گنجد. و این است سرنوشت زندانیان سیاسی در زندان های ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم در ایران.در زندان های مختلف ایران زیر نظارت دولت جمهوری اسلامی نه تنها قطع اعضای بدن، در آوردن چشم ها، شلاق زدن، سنگسار و اعدام صورت می پذیرد، بلکه زندانیان سیاسی جانشان کمترین ارزشی برای دولت حاکم ندارد.اخیرا این نظام ضد بشری جسورانه اقدام به قتل های مشکوک زندانیان سیاسی بی پناه در زندان های ایران به ویژه زندان مخوف گوهر دشت و اوین کرده است.طی ماه های اخیر دو زندانی سیاسی به طور بسیار مشکوک در این زندان ها به قتل رسیدند و هیچ کس پاسخگوی این جنایات نیست. امیر حشمت ساران زندانی سیاسی و امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس از جمله این قربانیان هستند.
بهروز جاوید تهرانی یک انسان، یک جوان و یک فعال حقوق بشر ایرانی است که بیش از ده سال است به جرم آزادیخواهی در زندان های جمهوری اسلامی گرفتار آمده و شکنجه می شود اما دست از مقاومت برنداشته است.
بهروز ماههای متمادی را در سلول های انفرادی بسر برده است و مورد وحشیانه ترین شکنجه ها توسط شکنجه گران زندان مخوف اوین بسر برده است و اکنون دو سال است که در زندان گوهردشت که به روایت زندانیان سیاسی که "اینجا آخر خط است" منتقل شده است. او همچنین زیر شکنجه های طاقت فرسا بسر می برد و ماه ها در بند 1 زندان گوهردشت که سلول های انفرادی در آن قرار دارد و محل شکنجه زندانیان است بسر برده است.
این آخرین نامه ای است که اوموفق شد بصورت پنهانی به خارج از زندان ارسال کند و در این نامه گفته می شود که او را تهدید به مرگ کرده اند و جانش در خطر می باشد.


جلادان دیوصفت اینجا دیگر تمام مرزهای انسانی را زیر پا گذاشته اند .دیگر هیچ راهی جزء اعتصاب غذاو پناه بردن به شما را نمی شناسم .
.امروز سه شنبه 17 /1/1388 خورشیدی با رفتار غیر انسانی مامورین سالن ملاقات با خواهر بنده دیگر صبر من لبریز گردید .مامورین نه تنها مرا بشدت و به طرز توهین آمیزی بازرسی کرده و کوچکترین تکه کاغذ حتی شماره تلفن را از من گرفتند همین کار را بطرز بسیار توهین آمیزتر با خواهر بنده کردند .مامورین سالن ملاقات آقایان اسلامی ،احمدی ،خسروی و خانم شهبازی (مسئولین سالن ملاقات ) بدترین رفتاری را که می شد با خانواده بنده که برای ملاقات بنده آمده بودند اعمال داشتند .مسئولین سالن ملاقات برای لجبازی فقط 3 دقیقه فرصت صحبت کردن به من دادند. خواهر من پس از یک ماه موفق شد از تهران به کرج آمده و فقط 3 دقیقه با من حرف بزند .اعتراضات من و خانواده ام چیزی جزء خشونت بیشتر را در پی نداشت البته این مسئله از مدیریت و از مقامات بالای زندان دستور داده شده بود .
روزی که مرحوم حشمت ساران به طرز بسیار مشکوکی فوت کرد (به قتل رسید) مقامات حفاظت زندان از ما خواستند پیرامون این مطلب با هیچ کس صحبت نکنیم و به این موضوع دامن نزنیم و گرنه عواقب بسیار گسترده ای دامنگیرمون می گردد و همانگونه که همه شاهدید عکس این عمل را کردیم و از افشای جنایات آنان فروگزار نکردیم .
مدتهاست که دیگر به بیماریهای من در بهداری زندان رسیدگی نمی شود .بیماریهایی که بر اثر شکنجه های وزارت اطلاعات بر من عارض گردیده و بهداری زندان رجائی شهر از درمان آنچه ام.آر.آی و خروج از زندان نیاز است خوداری می کند .بیماریهایی که بر اثر ضربه به پشت سر من و آسیب دیدگی مخچه اکنون 50 در صد از بینائی من را از بین برده است . امروز رئیس سالن ملاقات در حضور خانواده ام گفت : ضد انقلاب عوضی، تو را هم می فرستیم پیش رفیقت ساران ,
مردم عزیزاکنون من بعنوان یک زندانی سیاسی که از قیام 18 تیر 1378 بیش از 10 سال است که در زندان بسر می برم راهی بجزء اعتصاب غذا برایم باقی مانده است؟

بهروز جاوید طهرانی
آخرین بازمانده قیام دانشجوئی 18 تیر در زندان رجائی شهر
17 فروردین 1388

با توجه به پیشینه ی قتل های زنجیره ای زندانیان سیاسی در زندان های ایران ما با ثبت امضاهایمان، نگرانی شدید خود را نسبت به موقعیت بهروز جاوید تهرانی اعلام می کنیم و خواستار آزادی بی قید و شرط او می باشیم. بهروز جاوید تهرانی به درمان پزشکی احتیاج دارد و از لحاظ روحی باید در کنار عزیزانش باشد.
پاداش یک فعال حقوق بشر زندان، شکنجه و اعدام نیست. بلکه تقدیر نامه ای است که باید به او داده شود و ما با امضای این پتیشن از او به خاطر تمام رنج هایی که در ده سال گذشته متحمل شده است قدرانی می کنیم و همواره در کنارش هستیم تا روز آزادی اش.
همچنین ما امضا کنندگان، خواستار ارسال اعزام یک هیئت بین المللی زیر نظر سازمان ملل متحد و دیدبان حقوق بشر به این زندان ها در ایران هستیم تا به موقعیت زندانیان سیاسی در بند 1 زندان گوهر دشت و همچنین بند 209 زندان اوین رسیدگی شود و ملاقات هایی با زندانیان سیاسی که اسامی آنها را ما اعلام خواهیم کرد، بدون حضور زندانبان ها و ماموران نظام جمهوری اسلامی صورت گیرد.
نقض حقوق بشر در ایران بیش از 30 سال است که اجرا می شود و ما نگرانی شدید خود را نسبت به نقض حقوق زندانیان سیاسی و خطر جانی که آنها را تهدید می کند اعلام می داریم.
مسئولیت هر گونه خطر جانی نسبت به این انسان های شریف بر عهده ی رژیم فاشیستی اسلامی ایران است.

با احترام
مهدی حویزی

 

View Current Signatures   -   Sign the Petition

برگرفته از

http://www.petitiononline.com/behrooz/petition.html

دوستان و هم میهنان عزیز آقای بهروز جاوید تهرانی اراده ما را برای خود نمی طلبد بلکه این حرکت نیز گامی است به سوی آزادی با  امضا خود حرکتی به سوی آزادی خودمان برداریم

Sign the Petition

 

+ نوشته شده در  88/05/01ساعت 19:57  توسط پیام  | 

 

 درخواستنامه امضا برای

ثبت نوروز ایرانی

 در تقویم سازمان ملل

 

دوستان و هم میهنان بیایید گامی دیگر در ثبت بزرگ رسم سرزمینمان برداریم

تا نوروزمان را فرهنگ پدرانمان و توشه فرزندانمان را زنده نگاه داریم

 

petitiononline

کلیک کنید

 

 

 

برگرفته ازبدون سانسور

+ نوشته شده در  88/01/10ساعت 0:1  توسط پیام  | 

 

چه نسبتی باهم دارید؟

ما نامزدیم

مدرک... مدرکتان کو؟

همراهمان نیست

"چندمین" بارتان است؟

جواب نمی‌دهد.

غیر از این آقا با "چند نفر دیگر" ارتباط داری؟ 

و این جملات آغازی است بر وقوع یک فاجعه، فاجعه‌ای که باز هم در این مملکت تکرار شده است و یادمان نرفته اقدام خودسرانه مأموران امر به معروف و نهی از منکر کرمان را که دختران و پسران را در خیابان دستگیر می‌کردند و خودشان حکم داده و اعدام می‌کردند. فجایعی که قلب هر انسان و بلکه حتی هر حیوانی را شدیداً به درد می‌آورد

با گذشت بیش از یک سال از مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی‌یعقوب، خانواده‌ی وی با انتشار نامه‌ای خطاب به مردم ایران از بی‌نتیجه بودن این پرونده و عدم مجازات متهمان آن انتقاد کردند.

متن نامه بدون پیش‌داوری درباره‌ی آن به شرح زير است:

ادامه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/11/14ساعت 8:41  توسط پیام  | 

 

سه سال زندان قطعي براي فعال زنان

مصاحبه با وکيل عاليه اقدام دوست و همسر نفيسه آزاد - دوشنبه 14 بهمن 1387 [2009.02.02]

سارا مقدم

عاليه اقدام دوست از فعالان زن که در تجمع 22 خرداد سال85 در ميدان هفت تير تهران بازداشت و پس از آن دادگاهي ‏شده و حکم سه سال زندان براي وي صادر شده بود، روز شنبه 12 بهمن در فومن دستگير و براي اجراي حکم به تهران ‏منتقل شد. اجراي حکم زندان براي اين فعال زن، نخستين حکم قطعي شده براي يکي از فعالان زن در پرونده 22خرداد ‏ميدان هفت تير تهران است.‏

نسيم غنوي وکيل عاليه اقدام دوست با تاييد خبر قطعي شدن حکم عاليه اقدام دوست به روز مي گويد: خانم اقدام دوست مدت ‏يک ماه بود که براي زندگي به فومن ( که از اهالي همانجا هستند) رفته بودند. ايشان ديروز ساعت نزديک 2 بعد از ظهر با ‏من تماس گرفتند و گفتند که ماموران به نيابت از اجراي احکام دادگاه انقلاب، براي بازداشت ايشان به فومن رفته اند و قصد ‏دارند که تحت الحفظ ايشان را به تهران منتقل کنند. ‏

وکيل اقدام دوست مي افزايد: امروز براي پي گيري کار ايشان به دادگاه انقلاب رفتم که رئيس شعبه 6 اجراي احکام دادگاه ‏انقلاب قطعي شدن حکم را تاييد کرده و گفتند که موکلم بايد راهي زندان اوين بشوند. غنوي درباره اتهام وارد شده به اين ‏فعال زن مي گويد: اتهام ايشان به شرکت در تجمع 22 خرداد1385 در ميدان هفت تير برمي گشت. اما داشتن سابقه فعاليت ‏سياسي شان که البته براي آن شش سال زندان متحمل شده بودند در تشديد مجازات بي ربط نبود. اين وکيل دادگستري تنها ‏راه باقي مانده در حمايت از موکلش را تقاضاي اعمال ماده 18 از رياست قوه قضائيه مي داند که بموجب اختيارات ايشان، ‏دستور رسيدگي مجدد براي اين پرونده صادر شود. نسيم غنوي درباره روجيه موکلش مي گويد: او را در دادگاه انقلاب ديدم. ‏روحيه خوبي داشت و مي گفت که کاري جز اين که در تجمع برابري خواهي حقوق زنان و مردان شرکت داشته، انجام نداده ‏است.‏

نسرين ستوده وکيل ديگر اين پرونده نيز درباره اتهام وارد شده بر موکلش مي گويد: اتهام ايشان اقدام عليه امنيت ملي از ‏طريق اخلال در نظم عمومي و تباني و اجتماع بود که بابت آن از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب ابتدا به سه سال حبس و 10 ‏ضربه شلاق محکوم شدند. اين راي در شعبه 36 دادگاه تجديد نظر مورد رسيدگي قرار گرفت و 10 ضربه شلاق آن حذف ‏شد. ‏

وي درباره تشديد مجازات اين فعال زن نسبت به موارد مشابه، وارد شدن به حيطه بررسي عقايد موکلش را عامل اصلي مي ‏داند و مي گويد: موکل من سالها قبل، به خاطر طرفداري از يک گروه سياسي، متحمل شش سال زندان شده است. و علت ‏دستگيري ايشان در اين پرونده موضوع ديگري است و اساسا دادگاه نبايد وارد بررسي عقايد ايشان مي شد زيرا مغاير با ‏اصل ممنوعيت تفتيش عقايد است. نسرين ستوده نيز پرس و جو درباره عقايد و سابقه باورهاي سياسي موکلش را دليل ‏اصلي چنين حکم سنگيني براي حضور در يک تجمع مسالمت آميز درباره حقوق زنان مي داند. ‏

وي مي افزايد: آنچه در اين پرونده جاي سوال و تعجب دارد، اين است که طبق قانون کليه احکام و قرارها پس از ابلاغ به ‏محکوم ، قابليت اجرايي مي يابد. درحالي که حکم صادره توسط شعبه 36 دادگاه تجديد نظر به هيچ يک از وکلاي اين ‏پرونده و همين طور به خود خانم اقدام دوست ابلاغ نشده بود. ‏

تمام اينها در شرايطي است که نفيسه آزاد فعال کمپين يک ميليون امضا که روز جمعه در ارتفاعات توچال هنگامي که به ‏همراه دو نفر از اعضاي ديگر کمپين در حال جمع آوري امضا و گفت و گو با مردم بود، توسط پليس کوهستان بازداشت ‏شد همچنان در بازداشتگاه وزرا به سر مي برد. ‏

وحيد ملکي همسر نفيسه آزاد با اعلام اين خبر به روز مي گويد: روز شنبه براي پي گيري کار همسرم به دادگاه انقلاب ‏مراجعه کردم. زيرا قرار بود که ايشان از پليس امنيت به دادگاه انقلاب منتقل شوند. اما اين اتفاق نيفتاد و متاسفانه 24 ساعت ‏بازداشت ايشان تمديد شد.‏

وي در توضيح اين برخورد دو احتمال را عنوان کرده و مي گويد: ابتدا گفتند که قاضي ايشان به مرخصي رفته اند و تا 24 ‏ساعت حضور ندارند. اما بعد شنيديم که مراحل تحقيقات از ايشان پايان نيافته است که نمي دانيم کداميک از اين شنيده ها ‏درست است. زيرا هيچ کدام جواب رسمي نبود. به هر حال نفيسه همچنان در بازداشتگاه وزرا است و باز به صورت غير ‏رسمي گفته اند که احتمالا فردا به دادگاه برده خواهد شد. ‏

به نقل از روز

http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11371.php

+ نوشته شده در  87/11/14ساعت 8:24  توسط پیام  | 

 
پـــــیـــــام آزادی ، خــــواســـتـــــه مــــــن ، تــــــو و هــــمـــه انسانــــهــــای بــــیــــدار